موضوعات
ما پایتختنشین ها به یمن غرور ناشی از توهمِ قبله دنیا بودن، هیچ گاه لذت سادگی، صمیمت و گرمی معاشرت که در شهرستانی ها موج میزند را نخواهیم چشید.
خود را مدام میگیریم. در جویایی احوال به حداقل بسنده میکنیم. در معاشرت محافظه کاریم. سرد برخورد میکنیم و ...
ما ناخوداگاه در این رفتار غرقیم.
ما پایتخت نشین ها از لذت «پیچیده نبودن»، محرومیم.
اولین مخاطب این نوشته: خودم.
باید صراحتاً فریاد زد که «آموزش عالی» -بخوانید بنگاه های فروش و توزیع کاغذهایی به نام مدرک- در ایران یک دروغ است که از نظر علمی، شخصیت سازی و تربیت نیروهای متخصص و کارامد در جهت منافع ملی ناموفق بوده و انتصاب واژه «تحصیل علم» به آن، تهوع آور است. خصوصا دانشگاه های پیام نور، علمی کاربردی و آزاد که رسما این واژه را به مسخره گرفته اند. هرچند در میان واحدهای مختلف اینها نیز استثناء های خوبی دیده میشود.
من مرگ سرخ را بهتر از زندگی در زیر سلطه آمریکای جنایتکار یافته ام.
* تحسین درامد مبتنی بر کار و تلاش و...
در بکگراند اسباب کشی های متعدد، سیال بودن را آموختهام و کوچ را به خاطر سپردهام.
و دریافتهام که هرچه اسباب سبکتر باشد، جابهجایی سادهتر و کمزحمتتر است.
پس آرزو دارم در موعد کوچ آخر، وزن بغچهای بیش بر من سنگینی نکند تا همو را رها کرده و سبکبال پرواز کنم.
و فقط بماند وزن مسئولیت کارهای کرده و نکرده در برابر حقّ تمام ذی حقّان.
مگر این عاشق بیقرار را بر این سفینهی سرگردان آسمانی، كه كرهی زمین باشد، برای ماندن در اصطبل خواب و خور آفریدهاند؟
» شهید سیدمرتضی آویني
* خواب و خور و پوش و كُن!
فرض کنید خانواده ای هستند شیعه، و مقید به تعالیم دین مبین اسلام، مسّر به قرائت قرآن و پیگیر روایات و احادیث معصومین علیه السلام.
بعد فرض کنید که نوگل عزیزشان در شرف ازدواج واقع شده است و میخواهند مراحل و رسوم ازدواج را به نحو احسنت بجای آورند.
خب، طبعاً و آنطور که شما نیز حدس میزنید این خانواده مراسماتشان را یک به یک با اصول شرع و موازین دین مبین تطبیق خواهند داد.
حال فرض کنید این خانواده با ادعاهای فوق الذکر، تصمیم به برگزاری مراسم عقد یا عروسی بگیرند.
حال اگر این مراسم آنچنان برگزار شود که بتوان با مخارج آن، یک زوج دیگر را با ملزومات حداقلی سامان داد، پسر و دختر دیگری را مزدوج کرد، مشکلات خانواده یتیمی را حل کرد، پیرزن تنهایی را از فقر نجات داد، مریضی را علاج کرد، و حتی وضع خانواده ای را دگرگون کرد؛ آیا چنین...
خب! میدانیم که دین عزیزمان برای رفاه عمومی اهمیت قائل است و راه حل های اقتصادی اش مبتنی بر عقلانیت است و همه راه حلهایی که ارائه میدهد قابل اثبات با عقل و ریاضیات میباشد. و یکی از ابزارهای کلان مدیریت اقتصادی، در جهت توزیع ثروت و کاهش فاصله طبقاتی بحث ذکات و انواع آن و در کنار آن موضوع مهم قرض الحسنه است.
همینطور میدانیم که...
در یتیمی راز عجیبی نهفته است!
خصوصاً یتیمی از اوان کودکی.
قالباً تاثیر گذارند. یا مثبت یا منفی.
محمد.ص
خمینی ره
علامه طباطبایی
و و و ...
هیتلر
صدام
و و و ...
در روزگاری سیر میکنیم که، عده ای قلیل در کاخهای اعیانی خود که روی قصرهای فراعنه را سپید کرده است آرمیدهاند، و برخی را کرکس در انتظار مرگ جسم نحیفشان نشسته تا آن را طعمه کند، و برخی خوشحال از جوایزی هستند که به پاس عکسشان از کرکس و کودک آفریقایی گرفته اند و بدبختر از همه آنهایی که فقط عکس را میبینند و آن را لایک میکنند.
در روزگاری سیر میکنیم که، 99 درصد ملت که آمال و سرمایه هایشان را در جیب گردن کلفتان میبنند، آسفالت خیابان والاستریت نیویورک را چند ماه سکونت گاه خویش نمودهاند، اما زورشان به آن یک درصد زالو صفت نمیرسد و قصهی برباد رفتن آرزوها و آینده مبهم و تاریک را هر روز ازنو بر دامن فرزندان بی سرپناه خود به نظاره مینشینند.
در روزگاری سیر میکنیم که،...
حتما بارها پیش آمده که از قدرت سرچ دوستانتان در کشف اطلاعات، متون، فایلها و دیگر چیزهای بدردبخور از لایه های پنهان وب تعجب کرده اید. خب بعد از مطالعه این بروشور آموزشی دیگر نگران نباشید و وب را در چنگال خود ببینید.
دکترای سرچ در گوگل را با مرور این 22 اسلاید و کاربرد صحیح قوانین آموزش داده شده در آن، تصاحب کنید و از همین فردا همه جا بگویید که دکترای گوگلینگ دارید! :)
پینوشت: معجزه گوگل وقتی نمایان میشود که قوانین این بروشور را به صورت ترکیبی برای جستجوی خود به کار ببرید.
فکرنوشت: این همه هوش مصنوعی خود دلالت بر وجود خالقی بی همتاست. آری! باور کنید یا نکنید، تمسخر کنید یا نکنید، تکنولوژیِ گوگل یکی از راه های رسیدن به معرفت اوست! این راه جدای از راهیست که از انبوه محتوایی که برایمان پیدا کرده برای معرفت به رویمان باز میشود.
منظور، حس کردن وجودش و حضورش با...
آمده اند به چرا؛ یونجه ای میخورند، ثروتی انباشت میکنند، زیرشکمی ارضا میکنند و صاحب فرزندانی میشوند و میمیرند بدون آنکه قوری در کمالات انسانی کنند که اصلا آمدهام که چه!
ریتم اخلاق و رفتار و دوستی و دشمنی و زندگی و همه چیزشان میشود بر همین اساس.
کسی هم نبوده به این بندگان خدا بگوید جز شکم و شهوت و ثروت چیز بالاتری هست. اگر هم بوده دنبالش نرفته اند.
اگر هم به خیال خودش دنبال علم و تحصیلاتی رفته است به ندرت دیده میشود که در راستای همان سه تایی که بالا آمد نبوده باشد.
البته که آن سه هم لازم است اما اگر جای هدف نشستند؛ میشود جانوری به شکل انسان. میشود مسخ نامحسوس.
پایش بیوفتد همدیگر را هم برای منافع شخصی له میکنند! نمونه این اکثراً را میتوانید در سوار شدن به مترو در ایستگاه های ابتدایی و شیوه تصاحب صندلی ها ببینید. همه چیز حول محور «من» و «منافع من» و «...
خیلی وقتا هم حال میکنم به نفهمی بزنم و بزارم یارو با حس اینکه گولم زده حال کنه!
حس ترحم دارم به اینجور موجودات.
امروز باور کردم که شهر من پر از مسخ شدگانی شده که فقط صورتی از بنی آدم بر پیکرشان سنگینی میکند.
اگر كوهها از جاى كنده شوند تو پا بر جا باش،
دندانها را روى هم بفشار،
جمجمه ات را به خدا بسپار،
قدمت را چونان ميخ فرو رفته ثابت بدار،
چشم به آخرين صفوف دشمن بدوز
و بدانكه پيروزى و یاری از جانب خداوند است.
هم زمینش غصبی و سرزمین بومیان سرخ پوستی است که قتل عام کردند؛
هم بخش اعظم سرمایهاش دزدی از دیگر کشورها خصوصا آفریقا است؛
نسلشان هم طبق آمار خودشان از هر دو تولد یکی نامشروع است.
حرام اندر حرام اندر حرام!
وقتی شراره های حسادت به خود را از چشمان و زبان دیگری میبینیم، چه باید کرد؟
در پاسخ چند کشیدهی به ظاهر دوستانه و مذاح گونه اش، چه میتوان کرد جز آنکه در آغوش بگیری و ببوسیاش؟
هریک ثانیه ای که نشستید پشت مانیتور، حدود 30 کیلومتر در مدار زمین دور خورشید، 100 متر همراه خورشید دور هسته کهکشان و 150 متر همراه کهکشان راه شیری در فضای بین کهکشانی جا به جا میشوید. حدود 500 متر در ثانیه هم همراه با گردش زمین به دور خود!
باورتون میشه که هیچ برگی از هیچ درختی نمی افتد مگر با اراده او !؟ نه واقعا؟
«مگر من صدسال پیش هم بوده ام؟ هزارسال پیش؟ ده هزار سال پیش؟ اما ستارهها بوده اند و شبها از میان پنجره به آدمها خیره شده اند... آدمهایی که همه مردهاند.»
«گوش دار! از آن که در خلوت چاه با یوسف بوده است و در خلوت بطن نهنگ، با یونس. گوش دار! از آن که با شیره گیاهان در تن آوندها جاری است و با خون در شریانها. گوش دار! از آن که با جنین تو در ظلمت مشیمه تنفس کرده است و هنگام تولد، با اشک از چشمانت باریده. زنهار! خاک، عرصاتِ حضور آسمانی توست و تو بازخواهی گشت به همان ستارهای که از آن آمدهای.
ای خاک نشین! مرگ است آن آواگری که همیشه تو را، سحرانگیز و سخت دلکش، از عمق دهلیزهای درونت به ماندن میخواند، به جاودانگی... مرگ است آن که از چشم ستاره ها به تو خیره میشود. مرگ است آن که در تو نفس میکشد. زنهار! خاک، عرصاتِ حضور آسمانی توست...»
«گوش دار! ای خاک نشین...
زندگی مشترک در ساختن آن از صفر و تلاش مشترک در کسب موفقیت هاست. و این است که لذت شراکت در زندگی را دو چندان میکند. و اینگونه است که زیر بار صبر برای ساختنش قدر همدیگر را خواهند دانست. بر همین اساس از همسر عزیزمان جهاز نخواهیم خواست؛ و در مقابل مهریهای مینویسیم که از پس پرداختش برخواهیم آمد.
