تماس با من

 

 

ali.khaleghian@gmail.com

 

عکاسی آماتور (تصادفی)

فعالیت‌ها‌و‌پروژه‌ها‌(تصادفی)

کلیدواژه ها بر اساس الفبا

php
cck

جرقه نوشت

  • 7 ارديبهشت 1398 - 6:03

    جز صراحی و کتابم نبود یار و ندیم ...

     

  • 11 خرداد 1395 - 8:37
    فرقی نمیکند کجا هستند. در لباس پزشکی و پرستاری، در منسب قضاوت، نماینده مجلس، کارمند اداره یا مهندس ساختمان یا نانوا و بقال و جای دیگر. وقتی وجدان عمومی جامعه ای در خواب یا خلسه یا چُرت باشد، خروجی های آن در سمت های مختلف، با درصدهای کم یا زیاد بیمار خواهند بود. بیماری هایی مثل بی وجدانی، بی مسئولیتی، دلزدگی از وظایف، بی تفاوتی، منفعت طلبی شخصی یا خانوادگی یا باندی و حزبی.
    این است که دیگر لازم نیست بگوییم مثلا برخی از قشر پزشکان بی وجدان هستند یا برخی قضات فاسد هستند. این بی وجدانی و فساد پودر یا  ادویه ای است که بر آن جامعه  پاشیده شده و در بخش های مختلف نمود خواهد داشت. لذا اگر در چنین جامعه ای به هر جایی مراجعه کردید و کم کاری و اهمال و بی مسئولیتی دیدید نباید تعجب کنید. بلکه باید ریشه های این بیماری ها را کشف کرد. ریشه هایی مشترک در اقشار مختلف.
  • 21 ارديبهشت 1395 - 7:02
    قول نفتی دنیا هم پایگاه اینترنتی خود را با دروپال پیاده کرده است.
    Total.com
  • 11 ارديبهشت 1395 - 8:24
    شروع حرکت تو که ضرورت حرکت از آن مایه میگیرد از لحظه ای است که می‌فهمی از همه چیزهایی که با آنها مانوس هستی، بزرگتری.
    بزرگتری، چون آنها به تو ختم شده‌اند. تو میوه‌ی این درختی و هیچ وقت به ریشه و خاک و سنگ برگشت نخواهی کرد.
    » مرحوم استاد علی صفائی حائری/کتاب حرکت/ص20
  • 1 ارديبهشت 1395 - 10:28

    روزنامه ایندیپندنت انگلیس بعد از بیش از یک قرن چاپ، با دنیای کاغذی خداحافظی کرد و به نسخه آنلاین اکتفا نمود.

    راهبری نسخه آنلاین این روزنامه در این آدرس independent.co.uk را نرم افزار دروپال به عهده دارد.

  • 22 آذر 1394 - 20:36

    بنده پیر خراباتم که درویشان او
    گنج را از بی نیازی خاک بر سر می‌کنند

  • 26 مرداد 1394 - 6:31

    سلام بر آفتاب عالم تاب
    سلام بر خورشید که میلیونها سال است طلوع میکند و غروب میکند.
    سلام بر او که طلوع و غروب هزاران نسل از بنی آدم را تماشا کرده.
    حقیقتا این طلوع و غروب ها چه رمز و راز و پیامی با جان ما ضمضمه میکند؟

  • 26 ارديبهشت 1394 - 15:35

    واقعیت اینه که ما به اندازه اتصالمون به مبداء عالم آدمیم.
    الباقی هرچه هست که در راستای اون مبداء و چشمه نباشه بعد حیوانی است و ارزش ماندگاری ندارد.
    ندیم و مطرب ساقی همه اوست، خیال آب و گل در ره بهانه...

  • 20 اسفند 1393 - 15:36

    فروختم. همدم جاده های پیچ در پیچ آفاق و انفس را...
    #سالارجاده‌ها

  • 28 بهمن 1393 - 15:38

    توحید یعنی تجمیع اهداف و نیت‌ها در نقطه اوج.

  • 28 مهر 1393 - 22:32

    چند وقت که هواست نباشد سرکش میشود. کم کم برایت چاه میکند و گرفتارت میکند. کمی که غرق کار و روزمرگی شوی و یادت برود بدخواه توست، افسارش رها میشود.
    شاید هم برسد به جایی که زبان خوش سرش نشود. اینجاست که باید انقلابی عمل کرد و ادبش کرد.
    آری! هر چند وقت یک انقلاب لازم است. نفس سرکش شده و باید با قوای ایمان و تقوی فتحش کرد.
    خدایا به حق «انا فتحنا لک فتحاً مبینا» قدرت فتحم بده...

  • 21 مهر 1393 - 12:34

    دخترکان روزگارم برخی از همه وابستگی‌ها رهیده اند.
    آنان عشق و عاشقی را نه تنها در مهر و صفا و خانواده دوستی نمی‌بینند، بلکه دیگر تیپ و هیکل هم مهم نیست.
    بوی عشق را فقط از جیب می‌شنوند و با رایحه ثروت مست می‌شوند... :)

  • 29 مرداد 1393 - 9:01
    پورتال جامع دانشگاه آکسفورد که اخیرن رونمایی شد از بستر نرم افزاری دروپال Drupal بهره میبرد. قدرت بلامنازع دروپال در تسخیر بسترهای نرم افزاری تحت وب رو به افزایش است. ده ها نرم افزار بزرگ و اساسی در سازمانهای داخلی و خارجی در حال انتقال به بستر دروپال هستند. این روند رفته رفته قدرتهای سنتی مثل Liferay را به بیرون از گود هدایت میکند. خیر است انشالله!
     
  • 5 خرداد 1393 - 5:14

    میلیون میلیون انسان آمده اند برای رفاه خود و اطرافیان خود تلاش کرده اند و رفته اند و هیچ اثر و خاطری از آنها نمانده؛ فقط نام و یاد کسانی به نیکی ماندگار شده که برای دیگران و عموم مردم تلاش کرده اند.

  • 23 دى 1392 - 7:07

    ملا علی همدانی خدمت حاج شیخ حسنعلی نخودکی رسید و تقاضای موعظه کرد:
    شیخ فرمودند :
    مرنج و مرنجان !
    آخوند عرض کرد :
    مرنجان راحت است، مرنج را چه کار کنیم؟
    شیخ فرمودند :
    خود را کسی ندان!

  • 19 دى 1392 - 21:59

    روشنفکر در دوره ما یعنی
    ژرفای فکرت آنقدر نحیف باشد که برای عرض ِ بودن
    به ناچار بلغور دیگران را بدون تامل در چند و چونش نشخوار کنی.

  • 19 دى 1392 - 19:53

    تو یه خیالی
    عین تصویر داخل حوض که دلواپسم آب موج بخوره و بهم بزنتش...

  • 15 دى 1392 - 20:33

    خدایا! ضامنُ بکش...

  • 11 دى 1392 - 11:23

    ما روی این کره خاکی که زمین می‌نامندش، همگی همسایه‌ایم.

  • 4 آبان 1392 - 15:40

    از وقتی آمدی همه فصلها بهار شد.

  • 30 مهر 1392 - 0:12

    ما پایتخت‌نشین ها به یمن غرور ناشی از توهمِ قبله دنیا بودن، هیچ گاه لذت سادگی، صمیمت و گرمی معاشرت که در شهرستانی ها موج میزند را نخواهیم چشید.
    خود را مدام میگیریم. در جویایی احوال به حداقل بسنده میکنیم. در معاشرت محافظه کاریم. سرد برخورد میکنیم و ...
    ما ناخوداگاه در این رفتار غرقیم.
    ما پایتخت نشین ها از لذت «پیچیده نبودن»، محرومیم.
    اولین مخاطب این نوشته: خودم.

  • 11 مهر 1392 - 1:12

    باید صراحتاً فریاد زد که «آموزش عالی» -بخوانید بنگاه های فروش و توزیع کاغذهایی به نام مدرک- در ایران یک دروغ است که از نظر علمی، شخصیت سازی و تربیت نیروهای متخصص و کارامد در جهت منافع ملی ناموفق بوده و انتصاب واژه «تحصیل علم» به آن، تهوع آور است. خصوصا دانشگاه های پیام نور، علمی کاربردی و آزاد که رسما این واژه را به مسخره گرفته اند. هرچند در میان واحدهای مختلف اینها نیز استثناء های خوبی دیده میشود.

  • 8 مهر 1392 - 6:51

    من مرگ سرخ را بهتر از زندگی در زیر سلطه آمریکای جنایتکار یافته ام.

  • 22 ارديبهشت 1392 - 16:24

    در بک‌گراند اسباب کشی های متعدد، سیال بودن را آموخته‌ام و کوچ را به خاطر سپرده‌ام.
    و دریافته‌ام که هرچه اسباب سبکتر باشد، جابه‌جایی ساده‌تر و کم‌زحمت‌تر است.
    پس آرزو دارم در موعد کوچ آخر، وزن بغچه‌ای بیش بر من سنگینی نکند تا همو را رها کرده و سبکبال پرواز کنم.
    و فقط بماند وزن مسئولیت کارهای کرده و نکرده در برابر حقّ تمام ذی حقّان.

  • 5 اسفند 1391 - 19:02

    مگر این عاشق بی‌قرار را بر این سفینه‌ی سرگردان آسمانی، كه كره‌ی زمین باشد، برای ماندن در اصطبل خواب و خور آفریده‌اند؟
    » شهید سیدمرتضی آویني

    * خواب و خور و پوش و كُن!

  • 6 بهمن 1391 - 15:12

    در یتیمی راز عجیبی نهفته است!
    خصوصاً یتیمی از اوان کودکی.
    قالباً تاثیر گذارند. یا مثبت یا منفی.
    محمد.ص
    خمینی ره
    علامه طباطبایی
    و و و ...
    هیتلر
    صدام
    و و و ...

  • 2 بهمن 1391 - 20:58

    مژده دهید مژده دهید یار پسندید مرا

  • 22 دى 1391 - 5:40

    آمده اند به چرا؛ یونجه ای میخورند، ثروتی انباشت میکنند، زیرشکمی ارضا می‌کنند و صاحب فرزندانی میشوند و میمیرند بدون آنکه قوری در کمالات انسانی کنند که اصلا آمده‌ام که چه!
    ریتم اخلاق و رفتار و دوستی و دشمنی و زندگی و همه چیزشان میشود بر همین اساس.
    کسی هم نبوده به این بندگان خدا بگوید جز شکم و شهوت و ثروت چیز بالاتری هست. اگر هم بوده دنبالش نرفته اند.
    اگر هم به خیال خودش دنبال علم و تحصیلاتی رفته است به ندرت دیده میشود که در راستای همان سه تایی که بالا آمد نبوده باشد.
    البته که آن سه هم لازم است اما اگر جای هدف نشستند؛ میشود جانوری به شکل انسان. میشود مسخ نامحسوس.
    پایش بیوفتد همدیگر را هم برای منافع شخصی له میکنند! نمونه این اکثراً را میتوانید در سوار شدن به مترو در ایستگاه های ابتدایی و شیوه تصاحب صندلی ها ببینید. همه چیز حول محور «من» و «منافع من» و «خانواده من» میچرخد. لااقل این اواخر شدت و غلظت این «من» ها بیشتر شده است.
    پروردگارا! به تو پناه میبرم از جانور بودن.

  • 17 دى 1391 - 20:55

    خیلی وقتا هم حال میکنم به نفهمی بزنم و بزارم یارو با حس اینکه گولم زده حال کنه!
    حس ترحم دارم به اینجور موجودات.

  • 11 دى 1391 - 18:50

    امروز باور کردم که شهر من پر از مسخ شدگانی شده که فقط صورتی از بنی آدم بر پیکرشان سنگینی میکند.

  • 8 دى 1391 - 13:52

    اگر كوه‏ها از جاى كنده شوند تو پا بر جا باش،
    دندانها را روى هم بفشار،
    جمجمه ‏ات را به خدا بسپار،
    قدمت را چونان ميخ فرو رفته ثابت بدار،
    چشم به آخرين صفوف دشمن بدوز
    و بدانكه پيروزى و یاری از جانب خداوند است.

  • 7 آبان 1391 - 15:04

    هم زمینش غصبی و سرزمین بومیان سرخ پوستی است که قتل عام کردند؛
    هم بخش اعظم سرمایه‌اش دزدی از دیگر کشورها خصوصا آفریقا است؛
    نسلشان هم طبق آمار خودشان از هر دو تولد یکی نامشروع است.
    حرام اندر حرام اندر حرام!

  • 8 مهر 1391 - 19:10

    وقتی شراره های حسادت به خود را از چشمان و زبان دیگری میبینیم، چه باید کرد؟
    در پاسخ چند کشیده‌ی به ظاهر دوستانه و مذاح گونه اش، چه میتوان کرد جز آنکه در آغوش بگیری و ببوسی‌اش؟

  • 7 مهر 1391 - 5:57

    هریک ثانیه ای که نشستید پشت مانیتور، حدود 30 کیلومتر در مدار زمین دور خورشید، 100 متر همراه خورشید دور هسته کهکشان و 150 متر همراه کهکشان راه شیری در فضای بین کهکشانی جا به جا میشوید. حدود 500 متر در ثانیه هم همراه با گردش زمین به دور خود!

  • 29 شهريور 1391 - 19:36

    باورتون میشه که هیچ برگی از هیچ درختی نمی افتد مگر با اراده او !؟ نه واقعا؟

  • 24 شهريور 1391 - 13:50

    زندگی مشترک در ساختن آن از صفر و تلاش مشترک در کسب موفقیت هاست. و این است که لذت شراکت در زندگی را دو چندان میکند. و اینگونه است که زیر بار صبر برای ساختنش قدر همدیگر را خواهند دانست. بر همین اساس از همسر عزیزمان جهاز نخواهیم خواست؛ و در مقابل مهریه‌ای مینویسیم که از پس پرداختش برخواهیم آمد.

  • 24 شهريور 1391 - 11:25

    جامعه ایرانی به سمت زندگی های تهی از "خود" و پر از "من" حرکت میکند.

  • 13 شهريور 1391 - 22:26

    چه ماهی صد هزار تومان درامدم باشد چه صد میلیون، نباید در انتخاب طرف مقابل برای ازدواج تاثیر داشته باشد.
    ثوابت شخصیتی باید عامل انتخاب باشند. نه متغییرها.
    کسی که بر اساس متغییرها انتخابت میکند با تغییر آنها از انتخابش پشیمان میشود.
    بنابراین دروغگوها کور خوانده اند. اگر اینطور انتخابم کرد آن‌موقع است که همه زندگیم را به پایش میریزم و نوکریش خواهم کرد.

  • 6 تير 1391 - 6:55

    6 نفر را جمع میکنند دور یک میز، 2 ساعت از وقت رسانه ملی را میگیرند که در مورد 90 دقیقه جفتک زدن عده ای دیگر مذخرف بگویند. درحالی که از تعداد افرادی که شب گرسنه در این کشور خوابیده اند بی خبرند. برید به جهنم.

  • 2 تير 1391 - 8:10

    به هر سو مینگرم فاحشگان تنشان را نسیه به نگاهم میفروشند.

3 تير 1398 - 10:00
قال امیرالمومنین علی علیه السلام : 
«فی ذکر الاخیار ینزل الرحمة»
یاد نیکان رحمت را نازل می‌کند.
 
این فایل نسخه pdf از جلد نخست کتاب کمیاب «آیت الحق» می‌باشد.
این کتاب یکی از بهترین یا بهترین یادواره سیدالعرفا سیدعلی آقا قاضی طباطبایی هست که به قلم فرزند گرامی ایشان جناب آقای سیدمحمدحسن قاضی گردآوری و تالیف و توسط فرزند گرامی دیگر ایشان جناب آقای سیدمحمدعلی قاضی نیا به فارسی ترجمه شده است.
در این کتاب که قرار بود چهار جلد باشد ولی دو جلد از آن تاکنون به طبع رسیده است شرح حالی از زندگی بابرکت سیدعلی آقا قاضی و شاگردان ایشان و شرح وقایع دوره ای است که در آن زندگی می‌کرده‌اند.
 
اللهم احشرنا معهم آمین رب العالمین
 
 
 
 
3 تير 1398 - 9:24
 اگر ببینید کسی مثلا با زباله‌ی متعفن و بدبویی بازی می‌کند و در آن شنا می‌کند چه حسی پیدا می‌کنید؟ یا مثلا کسی با لاشه‌ی گندید‌ای سرگرم باشد؟ یا مثلا کسی به تکه استخوان پوسیده‌ی یک خوک عشق بورزد و از فرط علاقه شبها آن را به آغوش کشیده و بخوابد؟ با دیدن او حالتان چطور خواهد بود؟
 
حال کسی دیگر هست که پرده‌ها از چشمش کنار رفته‌اند و حقیقت‌ها را می‌بیند و خبر داده که: مقام‌ها و مسئولیت‌ها از وصله‌ی نعلین یا استخوان خوکی بی‌ارزشتر هستند مگر به احقاق حقی یا دفع باطلی!
 
بنابراین مشاهیری که می‌بینید به هر قیمتی به قدرت چسبیده‌اند و یا سعی در رسیدن به قدرت دارند و با هر هزینه‌ای که به ملت و مملکت تحمیل می‌کنند بازهم حاضر به انصراف نیستند، درحقیقت سرگرم بازی با این زباله‌های متعفن و شنا در آن هستند و خودشان نیز به دلیل علاقه و همنشینی با این مزبله‌ها از آن پست‌تر و بی‌قیمت‌تر خواهند بود.
 
 امیرالمومنین علی علیه السلام:
«این حکومت نزد من از استخوان خوکی که در دست یک آدم جذامی باشد، پست‌تر است»
«سوگند به خدا اين نعلين از فرمان‌روايی بر شما نزد من محبوب‌تر است، مگر آن‌که حقی را به پای دارم يا باطلی را دفع کنم»
نهج البلاغه
 
 شدت تلخی حقایق نباید موجب رودرواسی و تلطیف در بیان آنها شود. روش قرآن کریم در مثالها نیز به همین صراحت است.
7 ارديبهشت 1398 - 6:00
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:
(در شب معراج) چون به پايين آمدم و به آسمان دنيا رسيدم، به پايين تر از خود نگريستم، ناگاه با غبار و دود و صداها و هياهويى مواجه شدم. گفتم : جبرئيل اين ها چيست؟ گفت: اين ها شيطان هايند كه بر فراز چشمان آدميان مى‌چرخند تا كه آنان در ملكوت آسمان‌ها و زمين اندیشه نکنند و اگر چنين نبود شگفتى‌ها را مى‌ديدند.
 
 اما عزیز دل! اندیشه کن که این غبار و دود و هیاهویی که حواس ما را از حقایق آسمان‌ها و زمین پرت کرده کدامند ...!
 
متن عربی:
رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله (في لَيلةِ الإسراءِ) : فلَمّا نَزَلتُ و انتَهَيتُ إلى سَماءِ الدُّنيا نَظَرتُ أسفَلَ مِنّي. فإذا أنا برَهَجٍ و دُخانٍ و أصواتٍ. فقلتُ : ما هذا يا جِبريلُ ؟ قالَ : و هذهِ الشَّياطينُ يَحومونَ على أعيُنِ بَني آدمَ أن لا يَتَفكّروا في مَلَكوتِ السَّماواتِ و الأرضِ، و لَو لا ذلكَ لَرأتِ العَجائبَ.
7 ارديبهشت 1398 - 5:58
امروز با جوانی گپ میزدم که لابه‌لای صحبتها گفت: "از هر دست بدهی از همان دست میگیری". وی در ظاهر اهل شریعت نبود اما به نظرم عاقبت صاحب شریعت به بهانه‌ی خوشدلی دل از او می‌برد. آدمها با هر نوع تفکر و دین و شریعتی که دارند اگر بوی الهیات ندهند اساسا لذتی از بودنشان نخواهند برد.
الهیات آن رایحه‌ی خوش است که انسان را به فرمولهایی فراتر از فرمولهای مرسوم در میان مردمان باور می‌دهد. فرمولهایی که بالاتر از هر اما و اگر و محاسبه‌ای در حال رقم زدن زندگی‌ها و رخدادهای اطراف ما هستند. دعوایی بر سر اسم نداریم. "الهیات"، "متافیزیک"، "ایمان به غیب"، "یومنون بالغیب" یا هر اسم دیگر. شریعت هم می‌خواهد ما را به همین حقیقت برساند.
مهم این است که در نقشه راهی که برای زندگی و اهدافمان می‌کشیم فرمول‌ها و ضریب‌هایی غیر از ظواهر و محسوسات و قراردادهای منفعت‌طلبانه و مسخره بین مردمان قائل باشیم.
آن وقت نگاهمان به عالم تغییر می‌کند. از شتابمان می‌کاهیم. از هیاهوها و هیاهوداران فاصله می‌گیریم. با پیرترها دوست می‌شویم. با افتادگان همنشین می‌شویم. دیوانگی می‌کنیم. اعتبارات وهمی را خط‌خطی می‌کنیم. تکه ابری ما را به وجد می‌آورد. شعاع نوری بی‌تابمان می‌کند. شبنمی بر رخ گل ما را عاشق می‌کند.
 
ما زبان را ننگریم و قال را
ما روان را بنگریم و حال را
 
ناظر قلبیم اگر خاشع بود
گرچه گفت لفظ ناخاضع رود
 
آتشی از عشق در جان بر فروز
سر بسر فکر و عبارت را بسوز
 
لعل را گر مهر نبود باک نیست
عشق در دریای غم غمناک نیست
 
ملت عشق از همه دینها جداست
عاشقان را ملت و مذهب خداست
 
تصویر نوشت: دو شقایق سرگردان و تنها کنار جوی یا جوبی در یکی از فرعی‌های عباس آباد تهران!
17 فروردين 1398 - 9:50

چله‌خانه ها اتاقک‌هایی بوده اند که تا همین اواخر در مساجد و بقعه ها برای چله نشینی و اعتکاف درطول سال پذیرای افراد بوده‌اند. در بنای قدیمی بسیاری از مساجد و بقعه‌ها در شهرهای مختلف این اتاقک ها یا به اصطلاح حجره‌ها هنوز پابرجا هستند. نمونه آن را می‌توان در بقعه عون بن علی در ماسوله یا همان گنبد سبز معروف در عکس‌های توریست‌های ماسوله مشاهده کرد. اتفاقا یک درب قدیمی نیز با نام "درب چله‌خانه" به عنوان اثر تاریخی در این محل در معرض دید عموم قرار گرفته است.

اما چله نشینی لابد آنقدر مشتری داشته است که چله‌خانه ها دایر می‌شده‌اند. حال یا برای حاجت‌های مهم یا برای سیر و سلوک. اماچله نشینی یا اعتکاف فراتر از یک امر خاص برای افرادی خاص و در فراغ بال و یا هنگام بیکاری هست، بلکه آن دارویی اورژانسی هست برای تک تک ما و جامعه ما که در گذر زندگی و آلایندگی‌های آن به بیماری‌های روحی مختلف دچار می‌شویم.
جامعه‌ای که با بیماریهایی مثل دروغ، حسد، حرص، دنیازدگی، تفاخر، چشم به هم چشمی، رقابت در مال‌اندوزی و فراموشکاری دچار است و استرس‌های ناشی از آن گرفتارش کرده یکی از بهترین نسخه‌های شفا بخش این جسم بیمار، اعتکاف و چله نشینی می‌باشد و این نیست مگر از دستورات و نسخه‌های شفابخش توصیه شده در قرآن کریم.
و از همین طریق و به همین بهانه است که خداوند درهای رحمت، مغفرت، عزت، سلامتی، کشف حقایق و خوشبختی در دنیا و آخرت را برای فرد و جامعه می‌گشاید. و از طریق همین اعتکاف بود که محمد ابن عبدالله با سالی چهل روز بست نشینی در غار حراء به آنچنان آمادگی روحی و سلابت نفسی رسید که برای هدایت خیل آدمیان به بعثت جهانی رسید و شد خاتم الانبیاء صلوات الله علیه و آله.

اما چله و اعتکاف چیست؟ سالی یا هر چند سال چند روز عزلت از روزمرگی و اصرار بر استغفار و بازگشت از هرآنچه قدرتی بر رفع گرفتاریها ندارند به سوی قدرت مطلق عالم. پافشاری بر طلب بخشش از آنچه تاکنون بوده ایم و التماس برای هدایت به بهتر از آنچه هستیم. تمامش همین است. و این متفاوت است از گوشه گیری و رهبانیت که مذموم است.
همچنین ماه رمضان نیز یک نوع و سبک از اعتکاف است که به زبان واجب و اجبار برای سعادت امت آخرین پیامبر نسخه پیچی شده است. لاکن عزلت آن از جامعه، درونی است و دل روزه دار به واسطه برخی اجتناب‌ها از روزمرگی به سوی قدرت مطلق سفر می‌کند.

خداوند وعدهای سرشاری به استغفار کنندگان داده و او هیچگاه زیر قولش نزده و نخواهد زد: «إِنَّ اللَّهَ لَا يُخْلِفُ الْمِيعَادَ»

* «تا که آنان طلب آمرزش می‌کنند خدا عذابشان نخواهد کرد/
وَ ما کانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ» انفال/33


* «و گفتم از پروردگارتان آمرزش بخواهید که او همواره آمرزنده است؛ تا بر شما از آسمان باران پی در پی فرستد. و شما را به اموال و فرزندان یاری کند و برایتان باغها قرار دهد و نهرها برای شما پدید آورد/
فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ إِنَّهُ کانَ غَفّاراً * یُرْسِلِ السَّماءَ عَلَیْکُمْ مِدْراراً * وَ یُمْدِدْکُمْ بِأَمْوال وَ بَنِینَ وَ یَجْعَلْ لَکُمْ جَنّات وَ یَجْعَلْ لَکُمْ أَنْهاراً» نوح/10-11-12

* «و از پروردگار خود آمرزش بخواهید سپس به درگاه او توبه کنید که پروردگار من مهربان و دوستدارتان است/
وَاسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ إِنَّ رَبِّي رَحِيمٌ وَدُودٌ» هود/90

* «{در بیان ویژگیهای سعادت یافتگان} و در سحرگاهان طلب آمرزش میکردند/
وَبِالْأَسْحَارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ» ذاریات/18

* «پاره اى از شب را به نماز بیدار باش که پروردگارت به تو مقامى عطا کند که همه آن را بستایند و با آن محشور شوی/
وَ مِنَ الَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَّکَ عَسَی أَن یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقَامًا مَّحْمُودًا» اسراء/79

* «و ما به ابراهیم و اسماعیل امر کردیم که: خانه مرا براى طواف کنندگان و معتکفان و رکوع کنندگان و سجده کنندگان پاکیزه کنید/
وَعَهِدْنَا إِلَى إِبْرَاهِیمَ وَإِسْمَاعِیلَ أَنْ طَهِّرَا بَیْتِىَ لِلطَّائِفِینَ وَالْعَاکِفِینَ وَالرُّکَّعِ السُّجُودِ» بقره/125

آیا کسی و رسانه‌ای هست که خبر این نسخه شفابخش و مجرب و تضمین شده را به گوش عالمیان برساند؟ آیا بهترین طبیب و بهترین نسخه، عالم و عالمیان و بلکه کائنات را کافی نیست؟

 

@khaleghian_ir

 

14 آبان 1397 - 8:03
وَفِي السَّمَاءِ رِزْقُكُمْ وَمَا تُوعَدُونَ(22) فَوَرَبِّ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ إِنَّهُ لَحَقٌّ مِّثْلَ مَا أَنَّكُمْ تَنطِقُونَ(23) سوره الذاریات
روزی شما و آنچه وعده داده میشوید در آسمان است. قسم به خدای آسمان و زمین، این عین حقیقت است، همانگونه که سخن میگویید.
 
خب یعنی چه؟ حالا چه باید کرد؟
وظیفه داریم تلاش و تدبیرمان برای رزق و روزی را بکار ببریم، اما بدانیم آنچه باید برسد در آسمان تنظیم میشود. بهبود رابطه با آسمان و خدای آسمان تاثیر تدابیر و تلاش‌های شخصی را ضریب میدهد.
بنابراین باید در کنار تدبیر در روزی و معیشت، به جای تکیه و اعتماد به تلاش و تدبیر شخصی، به سنت‌ها و فرمولهای آسمانی اعتماد کرد. قسم به خدای آسمان که همه چیز آنجا تنظیم میشود.
در همین سوره الذاریات ادامه میدهد که:
مَا أُرِيدُ مِنْهُم مِّن رِّزْقٍ وَمَا أُرِيدُ أَن يُطْعِمُونِ(57) إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِينُ(58)
ما از شما روزی رسانی و اطعام نمی‌خواهیم. خدا خود روزی دهنده و صاحب قدرت پایدار است.
بنابراین بالاترین بیزینس پلان مومن این است:
تلاش و تدبیر حداکثری در معاش و روزی. تکیه نداشتن به فرمول‌های ضعیف زمین و اهلش. بهبود رابطه با آسمان و حاکم مطلق آن. سپردن خود به نتیجه‌ای که تقدیر میشود که مقصد نهایی این است:
لِّكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَىٰ مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ / الحدید-۲۳
تا به جایی برسید که نه از سود خوشحال شوید و نه از زیان ناراحت.
با زبان مدعیان بیزینس در کتابهای قطور و رنگارنگ هم نهایتن همین است: در شکست‌ها امیدوار باشید و در پیروزیها مغرور نشوید، تا مسیر به هدف برسد.
پس بیزینس‌مان را با بهبود رابطه با آسمان تقویت کنیم.
حال چگونه؟ به فرمول‌ها و سنت‌های آسمانی مراجعه کنید و چک لیستی از آن‌ها تهیه کنید.
15 مهر 1397 - 10:35

اگر آن چیزی که مردمان اسمش را گذاشته‌اند، واقعا "ترقی و پیشرفت" است پس کجا رفت ترقی‌ها و پیشرفت‌های پدران و اجدادشان؟ و چه شد ترقی‌ها و پیشرفت‌های نسل‌های قبل؟ جز این است که همه آن خیالات و اوهام گذشتگان از ترقی اکنون در دست من و شما و دیگران است؟ و آیا ما آن گذشتگان را می‌شناسیم و می‌دانیم چه کسانی بوده‌اند با چه ترقی‌هایی؟ نهایتن تا دو یا سه پشت قبلمان را به زور بشناسیم. این فرمول روی ما نیز مثل صدها نسل دیگر عمل خواهد کرد و همه‌ی آنچه با معنای احمقانه‌ی مردمان ترقی نامیده‌ایم و احیانا برای آن زحمت‌ها کشیده‌ایم جز چند روز کوتاه با ما نخواهد بود.

قرآن از ترقی به "سابقون" تعبیر می‌کند. و "السابقون و السابقون" مترقی‌ترین‌ها هستند. لاکن آن ترقی‌ای که استعدادهای عظیم انسانی ما را تا ابد مرتفع نگه دارد و آن، خارج از همه معیارها و معناهای مردمان روزگار ما و حتی برعکس آن‌هاست. می‌دانیم که همه‌ی ما از رنج معاش ناگزیریم. اما معاش خودش مقصد نیست. ترقی در معاش نهایتن همان چرب‌تر شدن لقمه‌هاست. ما زنده‌ایم برای امر مهم دیگری. برای کشف استعدادهای عظیم و ژرف نهفته در کالبد این مجوعه‌ی تن و روح، به نام انسان. ما ابدی هستیم و ترقی‌های غیر ابدی ما را به بازی بچه‎گانه‌ای خواهند گرفت. بیایید بجز رنج معاش و ترقی‌هایی به عمر یک پشه، حقیقتا ترقی کنیم. اما واقعا ترقی چیست؟

برای درک واقعیت، گوش بدهیم به صدای فراگیری که همه عالم را گرفته و سَمتی که همه آسمان‌ها و زمین‌ها و ساکنانش خواسته و ناخواسته در حرکت به آن سو هستند. کافیست کمی از هیاهو و تشویش مردمان فاصله بگیریم. می‌توان با آن‌ها نشست و برخواست کرد اما از آرزو‌هایشان فاصله داشت. میتوان در میان بود اما گوش به نجوای باطن عالم داد. می‌توان با تن خدمت کرد و با چشم سر بیننده بود و دنیایشان را آباد و آبادتر کرد، اما در دل همراه و همراز کهکشان‌ها و ملکوت شد و حقایق را شنید.

گوش کنید... :

يُسَبِّحُ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ.

28 بهمن 1395 - 13:10

مکرر موقعیت های مختلفی برای رشد پیش می آید. موقعیت هایی که شاید هریک برای موفقیت یک نفر کافی باشند. ولی کدام رشد؟ رشد حساب بانکی، قبراق شدن عناوین و سمت ها یا چرب‌تر شدن سفره‌ها؟ و کدام موفقیت؟ موفقیت هایی که در بهترین حالت تا کی وفا میکنند؟ نفسم تنگ است و قلبم تند تند میزند. حرارتی در درون مدام مرا از ریسمانهای زیبا و خوش سیما دور میکند و هر دم شور و اشتیاق پرواز را بیشتر حس میکنم. هرلحظه نجوایی چشمانم را به موفقیت های به بزرگای کهکشانها میخواند و مرا از درگیر شدن در بازیهای بچه گانه اهل زمین منصرف میکند. همین که میروم تا حواسم را به جزئیات برخی از این مثلا شانس های موفقیت پرت کنم، صدایی مرا به آسمان میخواند و با من میگوید: کجا میروی که آشنایت منم ... . مانده ام سخت عجب. گاهی در تنهایی خود سخت میگریم. به راهی که آمده ام مینگرم و مسافتی که مانده. توشه ام خالیست و وحشت هلاکت در گردنه ها رهایم نمیکند. اما درخشش قله امیدوارم میکند. از کنار بسیاری مثلا فرصتها به سردی عبور کرده ام. در برخی از آنها با اندکی تحرک یا ارسال پیام و سیگنالی آن فرصت در آغوشم بوده است اما اعتنایی نکرده ام. به همین خاطر برخی بی عرضه‌ام میخوانند. اما رفیق! هنوز حتی عکس رخ یار در پیاله ندیده ام. شبحی و سایه ای از عکس رخ یار چنین شیدایم کرده. گاهی با خود می اندیشم که جنون چیست؟ به قصه های مشاهیری فکر میکنم که ناگاه خسته از اسارت ها سر به بیابان نهاده اند؟ جدال میان لذت پرواز و هوسهای کم ارتفاع مدام درونم را گرد  و خاک میکند. خسته نیستم، اما طرف کدام را بگیرم؟ هریک برای خود مدعی ای هستند برای پیروزی بر من! حس بادبادکی که تا می‌آید اوج بگیرد و طعم رهایی در هوا را بچشد با صورت به زمین میخورد را، تاکنون چشیده ای؟ میخواهم پرواز کنم. اما پرواز چیست و چگونه است؟

26 مرداد 1395 - 5:32
«وَ مَنْ یَعْشُ عَنْ ذِکْرِ الرَّحْمنِ نُقَیِّضْ لَهُ شَیْطاناً فَهُوَ لَهُ قَرِینٌ»
سوره زخرف آیه 36
هرکس از یاد و ذکر خدا رویگردان شود، شیطانی را برایش میفرستیم که با وی همنشین میشود...!
 
یادمون باشه اگر وقت و دلمون را با ذکر خدا و اولیاء و اهل بیت، با قرآن و روضه اباعبدالله پر نکردیم، این خونه خالی نمیمونه.
شیاطین و وسوسه ها و ذکرها و اصوات و نغمه ها و دلخوشکنی هاشون با جلوه های مختلف پرش میکنند.
و اگر یاد خدا و آنچه متصل به اوست دلمون پر کرد این شیاطین فرار میکنند. آنگاه دلی که قرار مکین شده، به فرمول الا بذکرالله تطمئن القلوب، آرام میشود.
 
الهی...
همه اوقاتمان را به یاد خود مشغول کن...
همه را...
11 ارديبهشت 1395 - 8:08
حرص ها، حسرت ها، حسدها و طمع ها الفبای قالب تشکیل دهنده کتاب زندگی مردمان و جوامع این دنیا را شکل داده و همه به جلوه های مختلف از اینها دچاریم. باید از اینها گذشت؛ رمزی در عالم هست و فرصتی برای گشودن آن و ما بهر این رمزگشایی اینجاییم.
این رمزها خواه ناخواه بعد از انتقال به عالم بعدی بالاجبار برای همه گشوده میشوند. مهم آن است که اینجا و با اختیار و از سر نیاز و عطش به حقیقت، آنها را کشف کنیم. اینجاست که گفته اند «موتوا قبل أن تموتوا».
وحی عظیم الهی نیز بر دستان پیامبری امین از جنس خودمان به کمک آمده است. قرآن را میگویم.
 
آیات ابتدایی سوره بقره به همین نکته اشاره دارد:
 
ذَلِكَ الْكِتَابُ لاَ رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ ﴿۲﴾
الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ ﴿۳﴾
والَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ وَبِالآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ ﴿۴﴾
أُوْلَئِكَ عَلَى هُدًى مِّن رَّبِّهِمْ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ﴿۵﴾
 
اين است كتابى كه در آن هيچ ترديدى نيست و مايه هدايت تقواپيشگان است.
آنان كه به غيب ايمان مى‏آورند و نماز را بر پا مى‏دارند و از آنچه به ايشان روزى داده‏ايم انفاق مى‏كنند.
و آنان كه بدانچه به نازل شده و به آنچه پيش از تو نازل شده ايمان مى آورند و آنانند كه به آخرت يقين دارند.
آنان برخوردار از هدايتى از پروردگار خويشند و آنان همان رستگارانند.
 

 

صفحات