آخر، این همه برای توست.
اگر فقه است برای آن است که کسی از دست تو نان نرباید و جامه ات را نکند و تو را نکشد تا تو به سلامت باشی.
و اگر نجوم است ، احوال فلک و تاثیر ان در زمین ، هم برای توست.
و اگر ستاره است به طالع تو تعلق دارد، هم برای توست.
و اگر طب و ادویه است از بهر سر خوشی توست.
و اگر علم نبات است برای شکم پر کنی توست.
و اگر...
فیه ما فیه مولانا:
بهانه می آوری که من خود را به کارهای عالی صرف میکنم ، علوم فقه و منطق و نجوم و طب و ادویه و ریاضیات و نبات و غیره تحصیل می کنم.
آخر، این همه برای توست.
اگر فقه است برای آن است که کسی از دست تو نان نرباید و جامه ات را نکند و تو را نکشد تا تو به سلامت باشی.
و اگر نجوم است ، احوال فلک و تاثیر ان در زمین ، هم برای توست.
و اگر ستاره است به طالع تو تعلق دارد، هم برای توست.
و اگر طب و ادویه است از بهر سر خوشی توست.
و اگر علم نبات است برای شکم پر کنی توست.
و اگر...
چون تامل کنی ، اصل تو باشی و اینها همه فرع تو.
چون فرع تو را چندین تفاصیل و عجایب و احوال و عالمهای بی نهایت بوالعجب باشد، بنگر که تو را که اصلی چه احوال است.
مثنوی و معنوی:
خرده کـاریـهای علـم هـنـدســه،
یا حساب و طب و جبر و فلسفه،
این همه علم بنای آخور است
که عمادِ بودِ گاو و اشتر است
بهر استبقای حیوان چند روز
نام آن کردند این گیجان "رموز"
خواجه حافظ شیرازی:
تا علم و عقل بینی، بی معرفت نشینی
یک نکته ای بگویم خود را مبین که رستی
استاد حسین الهی قمشه ای:
مقصود از کارگاه هستی در نظر مولانا ، عشق است و آن از مشاهده جمال حقیقت در آیینه دل آدمی حاصل می شود.
و هر علم که بدین مقصود یاری کند علم است، وگرنه عین جهل است.مولانا هم در یک مثنوی میگوید:
صدهزاران فصل داند از علوم
جان خود را می نداند آن ظلوم
داند او خاصیت هر جوهری
در بیان جوهر خود چون خری
که همی دانم یجوز و لا یجوز
خود ندانی که یجوزی یا عجوز
قیمت هر کاله میدانی که چیست
قیمت خود را ندانی ابلهیست
سعدی کبیر:
سعدی بشوی لوح دل از نقش غیر دوست
علمی که ره به حقیقت ننماید جهالت است
دیوان شمس:
لاف دانش میزنی، خود را نمیدانی چه سود؟
دعوی دل میکنی، غافل از جانی چه سود؟
اندکی تامل بایدم...



سال جدیدتان به زیبائی حوریان و پر از صلح و آرامش و یار و بوس و کنار و چنار :)



نظرات