تماس با من

 

 

ali.khaleghian@gmail.com

 

عکاسی آماتور (تصادفی)

فعالیت‌ها‌و‌پروژه‌ها‌(تصادفی)

کلیدواژه ها بر اساس الفبا

php
cck

جرقه نوشت

  • 31 خرداد 1391 - 17:29

    تمام چراغ‌های اتوبان چمران یک ذره از شمع وجود آن اَبَر مرد نمی‌شوند.

  • 22 خرداد 1391 - 11:34

    فمنیست ها با طبیعت هم دعوا دارند.
    مَثل آنها مَثل کسانیست که میخواهند گاو و بلبل هردو هم پرواز کنند هم زمین را شخم بزنند!

  • 6 خرداد 1391 - 9:44

    همسفری خواهم که معنای "بودن" را از من طلب کند ، نه دلفریبی‌های بچه گانه این سرای گذرا و اسباب بازی های رنگارنگ این معبر ِ تنگ را !

    گمشده ای گرانبهاتر در میان است و فقط یکبار فرصت متولد شدن.

  • 18 ارديبهشت 1391 - 7:47

    سایت اصلی حزب پیروز انتخابات فرانسه نیز با دروپال طراحی شده است.

    http://www.parti-socialiste.fr

  • 11 فروردين 1391 - 6:55

    اکنون در دنیای شما جز با شوق خدمت به مادر زنده نیستم و از میان همه دلبستگی‌ها و جلوه‌های رنگینش دلخوشی‌ای جز مادر ندارم.
    جانم فدای دم و بازدمت

  • 9 فروردين 1391 - 16:55

    3 روز کویر روستای مصر،
    3 روز کویر ورامین،
    و الباقی
    خرم آباد، دوکوهه، شوش دانیال، دزفول، شوشتر، دهلاویه، فکه، خرمشهر، شلمچه، آبادان، اروند، طلائیه، جزیره مجنون، هویزه.
    و حال که به تهران برگشتم
    حس پدرم آدم را دارم، آنگاه که از بهشت به زمین هبوط کرد!

  • 1 فروردين 1391 - 7:55

    سال جدیدتان به زیبائی حوریان و پر از صلح و آرامش و یار و بوس و کنار و چنار :)

     
  • 4 اسفند 1390 - 12:31

    چه دعا گویم که تو خود جاری کننده کلماتی بر زبانم.

  • 12 بهمن 1390 - 18:35

    کاش این جمله که «نحوه سوار شدن مسافرین در ایستگاههای اول خطوط مترو برای تصاحب صندلیها، گویاترین و بی رودرواسی‌ترین نمونه‌ی آماری از فرهنگ متن اجتماع تهران است» واقعیت نداشت :(

  • 10 بهمن 1390 - 23:03

    از چه رو بیمناکی در حالی که امیرالمومنین ع فرموده‌اند:

    « فَلَیْسَ مِنْ قَطْرَةٍ تَقْطُرُ إِلَّا وَ مَعَهَا مَلَكٌ حَتَّى یَضَعَهَا مَوْضِعَهَا»؛
    هر قطره ای از باران که به زمین نازل می شود فرشته ای همراه آن است تا آن را در مکانی که مقدر شده قرار دهد.

  • 8 بهمن 1390 - 23:02

    تصور مالکیت ما بر اموال توهمی بیش نیست.
    از همین جهت خیال اینکه خودمان به کسی چیزی بخشیدیم یا کمک کردیم از بیخ اشتباه است، زیرا جز این نیست که مالک عالم بر ما منت نهاده و در اراده‌اش، بخشش از اموالی که موقتن در اختیارمان قرار گرفته است از دست ناتوانمان به دیگران را رقم زده است.

    و اگر چنین شد این خود نعمتی است و شُکر بایسته‌ی آن!

  • 6 بهمن 1390 - 23:01

    خدای من!
    هرچه هست از آن توست؛
    پس چگونه است که گاهی جرائت تخیّل مالکیتم را در سر میپرورانم!!!

  • 30 دى 1390 - 23:00

    غنای ما به داشته‌ها نیست؛ به نخواسته‌هاست.
    و فقر ما به نداشته‌ها نیست؛ به خواسته‌هاست.

    و این درس آموخته‌ی اربعین حسینی امسال در راه نجف تا کربلا بود.

  • 15 دى 1390 - 22:48

    با پای پیاده عازم صحرای جانفشانی ِ یک شمع و 72 پروانه‌ی وی هستم تا در اربعین تربتش را سجده گاه ِ عرض ارادت و حقارت و ندبه و توبه و شکر و استغفار به درگاه کریم نمایم و کیست جز مولا حسین.ع که واسطه‌ی پذیرش این بی‌آبرو گردد؟!
    از همه دوستان تمنا میکنم، هر ملالی از این بنده دیده‌اند را به پای جائز الخطا بودن انسان بنهید و همه را درهم ببخشایید و حلال کنید.
    به حضرت ِ لاینام میسپارمتان.

    پنجشنبه
    15 دی سنه 1390 ه.ش
    11 صفر سنه 1433 ه.ق
    5 ژانویه سنه 2012 میلادی

  • 11 دى 1390 - 22:22

    بعضیا هم ذاتاً نمک‌نشناسند؛ انگشت پر از عسل را یک عمر در دهانشان بگذاری و بمکند آخر گاز میگیرند!
    به قول شاعر:
    سگی را لقمه ای هرگز فراموش نگردد ور زنی صد نوبتش سنگ
    وگر عمری نوازی سفله‌ای را بکمتر تندی آید با تو در جنگ

  • 9 دى 1390 - 22:20
    SMS

    اس ام اس وارده: عزیزانی که هواپیمای بدون سرنشنین رو سالم نشوندن زمین، بی زحمت این هواپیماهای باسرنشین رو هم سالم بنشونن؛ ممنون :دی

  • 8 دى 1390 - 22:43

    تماشای بزم ستارگان را در آسمان زیبای شب از دست مدهید. حیف است به جان خودم. رقص راه شیری نیز خود حکایتیست...

  • 6 دى 1390 - 22:21
    SMS

    اس ام اس وارده: عزیزانی که هواپیمای بدون سرنشنین رو سالم نشوندن زمین، بی زحمت این هواپیماهای باسرنشین رو هم سالم بنشونن؛ ممنون :دی

  • 4 دى 1390 - 21:37

    بی شک انتهای سال 2012 هیچ شباهتی با ابتدای سال 2012 نخواهد داشت.

  • 2 دى 1390 - 20:08
    «هر چه» و «هرکس» و «هر پدیده» ای در این دنیا و در زندگی ما هست برای «آزمودن» ِ تو موجود شده؛
    و در نهایت هیچ فلسفه‌ای بالاتر از این برای روابط بین تو با دیگران و دیگر چیزها قابل تعریف نیست. این قضیه برای تک تک نوع بشر صادق است. و در نهایت همه مخلوقات وسیله‌ای هستند برای رسیدن دیگر مخلوقات به کمال و لاغیر.
    یعنی همه دیگران وسیله برای ما هستند و هم خود وسیله ایم برای دیگران.
    پس این ماییم که جایگاه هر کس و هر شیء را در زندگیمان خارج از واقعیت فوق و در توهماتمان ترسیم میکنیم.
    این «هرچه» و «هرکس» را بجز هدف قائی که پروردگار است شمارش میکنیم:
    - همه پیامبران
    - همه اوصیاء پیامبران
    - پدر و مادر
    - مال و سرمایه
    - ازواج و اولاد و نسل
    - علم
    - آسمانها و زمینها
    - سنگ و چوب و خشت اطرافمان
    - ...
  • 29 آذر 1390 - 22:27

    اصالتِ یلدا در گعده و دور هم نیشنی و بهره از شب طولانیست. نه در شادی یا حزن. حال که محرم هست میتواند گعده ای باشد با ذکر حسین.ع.

  • 26 آذر 1390 - 21:39

    نجوم علمی‌ست که بردباری و فروتنی حاصل آن است.

  • 13 آذر 1390 - 21:31

    نکته مهم این است که: عاشورای 61 زمینه ظهور مهدی.عج در عاشورایی دیگر میان سیل دلهای شور گرفته‌ی شیعیان از ماتم حسینی و از کینه به قاتلان حسین.ع را فراهم کرد؛ شوری که دیده‌ایم چگونه قدرت فتح دارد...

  • 5 آذر 1390 - 21:35

    همه سرزمینها ملک و دارائی ِ خداست و هیج سرزمینی متعلق به دیگری نیست.
    همه مرزهای سیاسی بایست برچیده شوند و نوع انسان به تمام کره خاکی به عنوان میهن و به تمام انسانها به عنوان هم میهن غیرت و عشق بورزد و از همه آنان دفاع کند.

  • 7 آبان 1390 - 23:37

    در قبر می‌گذارندت و حشرات درون زمین پوستت را می شکافند و خشت و خاک گور بدن‌ت را می پوشانند.
    تندبادهای سخت آثارت را نابود می کنند، و گذشت شب و روز، نشانه هایت را از میان بر می دارد.
    بدن ها، پس از آن همه طراوت متلاشی می گردند، و استخوان ها بعد از آن همه غرور پوسیده می شوند...
    از کلام امیرالمومنین علی علیه السلام

  • 14 شهريور 1390 - 19:18

    قرآن کریم انسانها را در آخرت به سه دسته تقسیم میکند: مقربین، اصحاب یمین، اصحاب جحیم.

    لاکن برای دسته اول و دوم نعماتی مشابه برمیشمرد، تفاوت بین این دو در دوجهان جای بسی تامل دارد.

    در همین افکار غرق بودیم که ندا آمد: کلاه خودتو بگیر جزو گروه سوم نشی بدبخت، تورو چه به فضولی در گروه اول و دوم!

    » تاملات بین الصلاتین در سوره مبارکه واقعه

  • 13 مرداد 1390 - 11:24

    مخاطب سایبری رو به تنبلی میرود. بخصوص با شبکه های اجتماعی مینیمال‌خوان پَروَر! و به مرور از حوصله خواندن مطالب عمقی و بلندتر کم میشود. و حتی وبلاگنویسی که آن هم مجازیست، به آفسایت شوت میشود. در نتیجه پس از مدتی جمعیتی که فقط به مطالعه سایبری آن هم از نوع مینیمال تکیه دارند، به اقیانوسی با عمق یک سانتیمتر شباهت پیدا میکنند.

  • 23 خرداد 1390 - 16:24

    شیخ ما رو به مریدان گفت :

    مهربانی و محبت در قاموس انسان خودخواه جایی ندارد.

    و ما بر این گفته حاشیه میزنیم که :

    که اگر هم مهری ازو دیدی بدان که کوتاه و مصلحتیست و به سرعت رنگ عوض میکند.

  • 29 ارديبهشت 1390 - 16:21

    میزان طول و عمقِ جیب افراد است :|

  • 8 ارديبهشت 1390 - 17:20

    یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ ؟

    أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بالْبرِّ وَتَنسَوْنَ أَنفُسَکُمْ ؟

  • 31 فروردين 1390 - 19:28

    زندگی قصه‌ی حرکت در جاده ای پر از کوه و دشت و کویر و دریا و صخره و.. است؛

    در پرده های مختلف آن زیاد به تماشا منشین، توشه گیر و گذر کن

  • 30 فروردين 1390 - 15:57

    فاحشه قضائی یعنی قضاوتی که هرکسی بتواند در آن اعمال نفوذ کند :|

  • 29 فروردين 1390 - 14:55

    گرچه از آتش دل چون خُم می در جوشم
    مهر بر لب زده خون میخورم و خاموشم

    آقاجان، فرزند زهرا،
    خودت شاهدی چه میکنند با منتظرانِ از جان و مال گذشته‌ات
    ...

  • 17 فروردين 1390 - 15:50

    میگفت برای مرد غرورش از همه دنیا مهم تر و برای زن احساسش، در نتیجه هیچ کدام را نباید شکست

    گفتم مردی میشناسم احساسش با غرور ِ زنی شکست

    و این معادله‌ی دو مجهولی سکوت را تا انتها مهمان مجلس کرد

    .

  • 24 اسفند 1389 - 13:49

    پیام یک عزیز از بحرین :

    « دم دمای مغرب یه دفعه خانوما شروع به هلهله و تکبیر گفتن کردن. روی موبایل ها خبر اومده بود که قوای ایران وارد بحرین شدند ... ای کاش این خبر صحیح بود ای کاش... بچه ها خیلی دعا کنید خیلی »

    حادثه ای در راه است ...

  • 19 اسفند 1389 - 13:47

    دیشب در تاملات زیرپتویانه برای هزارمین بار به این نتیجه رسیدم که:

    انتهای هر علمی باید آگاه شدن به هیچ و پوچ بودنِ ادعاهای آدمی در مقابل عظمت جهان و خالق اون باشد. بنابر این علمی که به تواضع و افتادگی در مقابل خدا و خصوصاً بندگان خدا منجر نشه از عطسه بُز بی ارزشتر خواهد بود، چه دکتر چه آیت الله.

    این نکته یکی از اصول بنیادین در شناخت آدمهاست.

  • 15 بهمن 1388 - 11:30

    محبت به کمال نرسد جز میان دو تن که یکی دیگری را صدا کند:
     ای من!

    محبت به کمال نرسد جز میان دو تن که یکی دیگری را صدا کند:
     ای من!
    همچو منصور که بانگ بر زد:
     انا الحق!

    گفت آن یار کزو گشت سر دار بلند
    جرمش آن بود که اسرار هویدا می کرد

  • 9 آذر 1388 - 10:11

    از وقتی یادمه میگفتن ملت ما صاحب تمدن ۲۵۰۰ ساله هست ! قربونش برم !

    اما این چه تمدنیه که بعد این همه سال، هنوز فرهنگ تشکیل یه صف نونوایی از توش درنیومده؟ (صف نونوایی نمونه ای از خروار)

    با بوق و کرنا کردن تمدن ۲۵۰۰ ساله کی رو میخایم گول بزنیم؟ کی رو میخایم راضی کنیم؟ خودمون رو؟

     با ادعا، غرور کاذب، خودبرتر بینی، شعار و غیره ؛ فرهنگمون مترقی میشه یا ساخته میشه یا غنی میشه؟! کدومش؟!

    «سكر الغفلة و الغرور ابعد افاقة من سكر الخمور!؛ مستى غفلت و غرور از مستى شراب طولانى‏تر است. مولا علی(ع)»

  • 1 تير 1388 - 19:16

    ابو حنیفه روزی از کویی میگذشت ، کودکی را دید در گِل بمانده؛

    گفت: ای کودک! هوش دار تا نیفتی.

    کودک گفت: افتادن من بس سهل است، اگر بیفتم تنها باشم،

    تو هوش بدار که نلغزی که اگر پای تو بلغزد، همه مسلمانان از پس تو در آیند و بلغزند!

  • 26 ارديبهشت 1387 - 15:06

    اگر نداری طلب کن و اگر داری طرب کن
    اگر آیی در باز است و اگر نیایی خدا بی نیاز است

    خواجه عبدالله

3 تير 1398 - 10:00
قال امیرالمومنین علی علیه السلام : 
«فی ذکر الاخیار ینزل الرحمة»
یاد نیکان رحمت را نازل می‌کند.
 
این فایل نسخه pdf از جلد نخست کتاب کمیاب «آیت الحق» می‌باشد.
این کتاب یکی از بهترین یا بهترین یادواره سیدالعرفا سیدعلی آقا قاضی طباطبایی هست که به قلم فرزند گرامی ایشان جناب آقای سیدمحمدحسن قاضی گردآوری و تالیف و توسط فرزند گرامی دیگر ایشان جناب آقای سیدمحمدعلی قاضی نیا به فارسی ترجمه شده است.
در این کتاب که قرار بود چهار جلد باشد ولی دو جلد از آن تاکنون به طبع رسیده است شرح حالی از زندگی بابرکت سیدعلی آقا قاضی و شاگردان ایشان و شرح وقایع دوره ای است که در آن زندگی می‌کرده‌اند.
 
اللهم احشرنا معهم آمین رب العالمین
 
 
 
 
3 تير 1398 - 9:24
 اگر ببینید کسی مثلا با زباله‌ی متعفن و بدبویی بازی می‌کند و در آن شنا می‌کند چه حسی پیدا می‌کنید؟ یا مثلا کسی با لاشه‌ی گندید‌ای سرگرم باشد؟ یا مثلا کسی به تکه استخوان پوسیده‌ی یک خوک عشق بورزد و از فرط علاقه شبها آن را به آغوش کشیده و بخوابد؟ با دیدن او حالتان چطور خواهد بود؟
 
حال کسی دیگر هست که پرده‌ها از چشمش کنار رفته‌اند و حقیقت‌ها را می‌بیند و خبر داده که: مقام‌ها و مسئولیت‌ها از وصله‌ی نعلین یا استخوان خوکی بی‌ارزشتر هستند مگر به احقاق حقی یا دفع باطلی!
 
بنابراین مشاهیری که می‌بینید به هر قیمتی به قدرت چسبیده‌اند و یا سعی در رسیدن به قدرت دارند و با هر هزینه‌ای که به ملت و مملکت تحمیل می‌کنند بازهم حاضر به انصراف نیستند، درحقیقت سرگرم بازی با این زباله‌های متعفن و شنا در آن هستند و خودشان نیز به دلیل علاقه و همنشینی با این مزبله‌ها از آن پست‌تر و بی‌قیمت‌تر خواهند بود.
 
 امیرالمومنین علی علیه السلام:
«این حکومت نزد من از استخوان خوکی که در دست یک آدم جذامی باشد، پست‌تر است»
«سوگند به خدا اين نعلين از فرمان‌روايی بر شما نزد من محبوب‌تر است، مگر آن‌که حقی را به پای دارم يا باطلی را دفع کنم»
نهج البلاغه
 
 شدت تلخی حقایق نباید موجب رودرواسی و تلطیف در بیان آنها شود. روش قرآن کریم در مثالها نیز به همین صراحت است.
7 ارديبهشت 1398 - 6:00
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:
(در شب معراج) چون به پايين آمدم و به آسمان دنيا رسيدم، به پايين تر از خود نگريستم، ناگاه با غبار و دود و صداها و هياهويى مواجه شدم. گفتم : جبرئيل اين ها چيست؟ گفت: اين ها شيطان هايند كه بر فراز چشمان آدميان مى‌چرخند تا كه آنان در ملكوت آسمان‌ها و زمين اندیشه نکنند و اگر چنين نبود شگفتى‌ها را مى‌ديدند.
 
 اما عزیز دل! اندیشه کن که این غبار و دود و هیاهویی که حواس ما را از حقایق آسمان‌ها و زمین پرت کرده کدامند ...!
 
متن عربی:
رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله (في لَيلةِ الإسراءِ) : فلَمّا نَزَلتُ و انتَهَيتُ إلى سَماءِ الدُّنيا نَظَرتُ أسفَلَ مِنّي. فإذا أنا برَهَجٍ و دُخانٍ و أصواتٍ. فقلتُ : ما هذا يا جِبريلُ ؟ قالَ : و هذهِ الشَّياطينُ يَحومونَ على أعيُنِ بَني آدمَ أن لا يَتَفكّروا في مَلَكوتِ السَّماواتِ و الأرضِ، و لَو لا ذلكَ لَرأتِ العَجائبَ.
7 ارديبهشت 1398 - 5:58
امروز با جوانی گپ میزدم که لابه‌لای صحبتها گفت: "از هر دست بدهی از همان دست میگیری". وی در ظاهر اهل شریعت نبود اما به نظرم عاقبت صاحب شریعت به بهانه‌ی خوشدلی دل از او می‌برد. آدمها با هر نوع تفکر و دین و شریعتی که دارند اگر بوی الهیات ندهند اساسا لذتی از بودنشان نخواهند برد.
الهیات آن رایحه‌ی خوش است که انسان را به فرمولهایی فراتر از فرمولهای مرسوم در میان مردمان باور می‌دهد. فرمولهایی که بالاتر از هر اما و اگر و محاسبه‌ای در حال رقم زدن زندگی‌ها و رخدادهای اطراف ما هستند. دعوایی بر سر اسم نداریم. "الهیات"، "متافیزیک"، "ایمان به غیب"، "یومنون بالغیب" یا هر اسم دیگر. شریعت هم می‌خواهد ما را به همین حقیقت برساند.
مهم این است که در نقشه راهی که برای زندگی و اهدافمان می‌کشیم فرمول‌ها و ضریب‌هایی غیر از ظواهر و محسوسات و قراردادهای منفعت‌طلبانه و مسخره بین مردمان قائل باشیم.
آن وقت نگاهمان به عالم تغییر می‌کند. از شتابمان می‌کاهیم. از هیاهوها و هیاهوداران فاصله می‌گیریم. با پیرترها دوست می‌شویم. با افتادگان همنشین می‌شویم. دیوانگی می‌کنیم. اعتبارات وهمی را خط‌خطی می‌کنیم. تکه ابری ما را به وجد می‌آورد. شعاع نوری بی‌تابمان می‌کند. شبنمی بر رخ گل ما را عاشق می‌کند.
 
ما زبان را ننگریم و قال را
ما روان را بنگریم و حال را
 
ناظر قلبیم اگر خاشع بود
گرچه گفت لفظ ناخاضع رود
 
آتشی از عشق در جان بر فروز
سر بسر فکر و عبارت را بسوز
 
لعل را گر مهر نبود باک نیست
عشق در دریای غم غمناک نیست
 
ملت عشق از همه دینها جداست
عاشقان را ملت و مذهب خداست
 
تصویر نوشت: دو شقایق سرگردان و تنها کنار جوی یا جوبی در یکی از فرعی‌های عباس آباد تهران!
17 فروردين 1398 - 9:50

چله‌خانه ها اتاقک‌هایی بوده اند که تا همین اواخر در مساجد و بقعه ها برای چله نشینی و اعتکاف درطول سال پذیرای افراد بوده‌اند. در بنای قدیمی بسیاری از مساجد و بقعه‌ها در شهرهای مختلف این اتاقک ها یا به اصطلاح حجره‌ها هنوز پابرجا هستند. نمونه آن را می‌توان در بقعه عون بن علی در ماسوله یا همان گنبد سبز معروف در عکس‌های توریست‌های ماسوله مشاهده کرد. اتفاقا یک درب قدیمی نیز با نام "درب چله‌خانه" به عنوان اثر تاریخی در این محل در معرض دید عموم قرار گرفته است.

اما چله نشینی لابد آنقدر مشتری داشته است که چله‌خانه ها دایر می‌شده‌اند. حال یا برای حاجت‌های مهم یا برای سیر و سلوک. اماچله نشینی یا اعتکاف فراتر از یک امر خاص برای افرادی خاص و در فراغ بال و یا هنگام بیکاری هست، بلکه آن دارویی اورژانسی هست برای تک تک ما و جامعه ما که در گذر زندگی و آلایندگی‌های آن به بیماری‌های روحی مختلف دچار می‌شویم.
جامعه‌ای که با بیماریهایی مثل دروغ، حسد، حرص، دنیازدگی، تفاخر، چشم به هم چشمی، رقابت در مال‌اندوزی و فراموشکاری دچار است و استرس‌های ناشی از آن گرفتارش کرده یکی از بهترین نسخه‌های شفا بخش این جسم بیمار، اعتکاف و چله نشینی می‌باشد و این نیست مگر از دستورات و نسخه‌های شفابخش توصیه شده در قرآن کریم.
و از همین طریق و به همین بهانه است که خداوند درهای رحمت، مغفرت، عزت، سلامتی، کشف حقایق و خوشبختی در دنیا و آخرت را برای فرد و جامعه می‌گشاید. و از طریق همین اعتکاف بود که محمد ابن عبدالله با سالی چهل روز بست نشینی در غار حراء به آنچنان آمادگی روحی و سلابت نفسی رسید که برای هدایت خیل آدمیان به بعثت جهانی رسید و شد خاتم الانبیاء صلوات الله علیه و آله.

اما چله و اعتکاف چیست؟ سالی یا هر چند سال چند روز عزلت از روزمرگی و اصرار بر استغفار و بازگشت از هرآنچه قدرتی بر رفع گرفتاریها ندارند به سوی قدرت مطلق عالم. پافشاری بر طلب بخشش از آنچه تاکنون بوده ایم و التماس برای هدایت به بهتر از آنچه هستیم. تمامش همین است. و این متفاوت است از گوشه گیری و رهبانیت که مذموم است.
همچنین ماه رمضان نیز یک نوع و سبک از اعتکاف است که به زبان واجب و اجبار برای سعادت امت آخرین پیامبر نسخه پیچی شده است. لاکن عزلت آن از جامعه، درونی است و دل روزه دار به واسطه برخی اجتناب‌ها از روزمرگی به سوی قدرت مطلق سفر می‌کند.

خداوند وعدهای سرشاری به استغفار کنندگان داده و او هیچگاه زیر قولش نزده و نخواهد زد: «إِنَّ اللَّهَ لَا يُخْلِفُ الْمِيعَادَ»

* «تا که آنان طلب آمرزش می‌کنند خدا عذابشان نخواهد کرد/
وَ ما کانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ» انفال/33


* «و گفتم از پروردگارتان آمرزش بخواهید که او همواره آمرزنده است؛ تا بر شما از آسمان باران پی در پی فرستد. و شما را به اموال و فرزندان یاری کند و برایتان باغها قرار دهد و نهرها برای شما پدید آورد/
فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ إِنَّهُ کانَ غَفّاراً * یُرْسِلِ السَّماءَ عَلَیْکُمْ مِدْراراً * وَ یُمْدِدْکُمْ بِأَمْوال وَ بَنِینَ وَ یَجْعَلْ لَکُمْ جَنّات وَ یَجْعَلْ لَکُمْ أَنْهاراً» نوح/10-11-12

* «و از پروردگار خود آمرزش بخواهید سپس به درگاه او توبه کنید که پروردگار من مهربان و دوستدارتان است/
وَاسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ إِنَّ رَبِّي رَحِيمٌ وَدُودٌ» هود/90

* «{در بیان ویژگیهای سعادت یافتگان} و در سحرگاهان طلب آمرزش میکردند/
وَبِالْأَسْحَارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ» ذاریات/18

* «پاره اى از شب را به نماز بیدار باش که پروردگارت به تو مقامى عطا کند که همه آن را بستایند و با آن محشور شوی/
وَ مِنَ الَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَّکَ عَسَی أَن یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقَامًا مَّحْمُودًا» اسراء/79

* «و ما به ابراهیم و اسماعیل امر کردیم که: خانه مرا براى طواف کنندگان و معتکفان و رکوع کنندگان و سجده کنندگان پاکیزه کنید/
وَعَهِدْنَا إِلَى إِبْرَاهِیمَ وَإِسْمَاعِیلَ أَنْ طَهِّرَا بَیْتِىَ لِلطَّائِفِینَ وَالْعَاکِفِینَ وَالرُّکَّعِ السُّجُودِ» بقره/125

آیا کسی و رسانه‌ای هست که خبر این نسخه شفابخش و مجرب و تضمین شده را به گوش عالمیان برساند؟ آیا بهترین طبیب و بهترین نسخه، عالم و عالمیان و بلکه کائنات را کافی نیست؟

 

@khaleghian_ir

 

14 آبان 1397 - 8:03
وَفِي السَّمَاءِ رِزْقُكُمْ وَمَا تُوعَدُونَ(22) فَوَرَبِّ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ إِنَّهُ لَحَقٌّ مِّثْلَ مَا أَنَّكُمْ تَنطِقُونَ(23) سوره الذاریات
روزی شما و آنچه وعده داده میشوید در آسمان است. قسم به خدای آسمان و زمین، این عین حقیقت است، همانگونه که سخن میگویید.
 
خب یعنی چه؟ حالا چه باید کرد؟
وظیفه داریم تلاش و تدبیرمان برای رزق و روزی را بکار ببریم، اما بدانیم آنچه باید برسد در آسمان تنظیم میشود. بهبود رابطه با آسمان و خدای آسمان تاثیر تدابیر و تلاش‌های شخصی را ضریب میدهد.
بنابراین باید در کنار تدبیر در روزی و معیشت، به جای تکیه و اعتماد به تلاش و تدبیر شخصی، به سنت‌ها و فرمولهای آسمانی اعتماد کرد. قسم به خدای آسمان که همه چیز آنجا تنظیم میشود.
در همین سوره الذاریات ادامه میدهد که:
مَا أُرِيدُ مِنْهُم مِّن رِّزْقٍ وَمَا أُرِيدُ أَن يُطْعِمُونِ(57) إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِينُ(58)
ما از شما روزی رسانی و اطعام نمی‌خواهیم. خدا خود روزی دهنده و صاحب قدرت پایدار است.
بنابراین بالاترین بیزینس پلان مومن این است:
تلاش و تدبیر حداکثری در معاش و روزی. تکیه نداشتن به فرمول‌های ضعیف زمین و اهلش. بهبود رابطه با آسمان و حاکم مطلق آن. سپردن خود به نتیجه‌ای که تقدیر میشود که مقصد نهایی این است:
لِّكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَىٰ مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ / الحدید-۲۳
تا به جایی برسید که نه از سود خوشحال شوید و نه از زیان ناراحت.
با زبان مدعیان بیزینس در کتابهای قطور و رنگارنگ هم نهایتن همین است: در شکست‌ها امیدوار باشید و در پیروزیها مغرور نشوید، تا مسیر به هدف برسد.
پس بیزینس‌مان را با بهبود رابطه با آسمان تقویت کنیم.
حال چگونه؟ به فرمول‌ها و سنت‌های آسمانی مراجعه کنید و چک لیستی از آن‌ها تهیه کنید.
15 مهر 1397 - 10:35

اگر آن چیزی که مردمان اسمش را گذاشته‌اند، واقعا "ترقی و پیشرفت" است پس کجا رفت ترقی‌ها و پیشرفت‌های پدران و اجدادشان؟ و چه شد ترقی‌ها و پیشرفت‌های نسل‌های قبل؟ جز این است که همه آن خیالات و اوهام گذشتگان از ترقی اکنون در دست من و شما و دیگران است؟ و آیا ما آن گذشتگان را می‌شناسیم و می‌دانیم چه کسانی بوده‌اند با چه ترقی‌هایی؟ نهایتن تا دو یا سه پشت قبلمان را به زور بشناسیم. این فرمول روی ما نیز مثل صدها نسل دیگر عمل خواهد کرد و همه‌ی آنچه با معنای احمقانه‌ی مردمان ترقی نامیده‌ایم و احیانا برای آن زحمت‌ها کشیده‌ایم جز چند روز کوتاه با ما نخواهد بود.

قرآن از ترقی به "سابقون" تعبیر می‌کند. و "السابقون و السابقون" مترقی‌ترین‌ها هستند. لاکن آن ترقی‌ای که استعدادهای عظیم انسانی ما را تا ابد مرتفع نگه دارد و آن، خارج از همه معیارها و معناهای مردمان روزگار ما و حتی برعکس آن‌هاست. می‌دانیم که همه‌ی ما از رنج معاش ناگزیریم. اما معاش خودش مقصد نیست. ترقی در معاش نهایتن همان چرب‌تر شدن لقمه‌هاست. ما زنده‌ایم برای امر مهم دیگری. برای کشف استعدادهای عظیم و ژرف نهفته در کالبد این مجوعه‌ی تن و روح، به نام انسان. ما ابدی هستیم و ترقی‌های غیر ابدی ما را به بازی بچه‎گانه‌ای خواهند گرفت. بیایید بجز رنج معاش و ترقی‌هایی به عمر یک پشه، حقیقتا ترقی کنیم. اما واقعا ترقی چیست؟

برای درک واقعیت، گوش بدهیم به صدای فراگیری که همه عالم را گرفته و سَمتی که همه آسمان‌ها و زمین‌ها و ساکنانش خواسته و ناخواسته در حرکت به آن سو هستند. کافیست کمی از هیاهو و تشویش مردمان فاصله بگیریم. می‌توان با آن‌ها نشست و برخواست کرد اما از آرزو‌هایشان فاصله داشت. میتوان در میان بود اما گوش به نجوای باطن عالم داد. می‌توان با تن خدمت کرد و با چشم سر بیننده بود و دنیایشان را آباد و آبادتر کرد، اما در دل همراه و همراز کهکشان‌ها و ملکوت شد و حقایق را شنید.

گوش کنید... :

يُسَبِّحُ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ.

28 بهمن 1395 - 13:10

مکرر موقعیت های مختلفی برای رشد پیش می آید. موقعیت هایی که شاید هریک برای موفقیت یک نفر کافی باشند. ولی کدام رشد؟ رشد حساب بانکی، قبراق شدن عناوین و سمت ها یا چرب‌تر شدن سفره‌ها؟ و کدام موفقیت؟ موفقیت هایی که در بهترین حالت تا کی وفا میکنند؟ نفسم تنگ است و قلبم تند تند میزند. حرارتی در درون مدام مرا از ریسمانهای زیبا و خوش سیما دور میکند و هر دم شور و اشتیاق پرواز را بیشتر حس میکنم. هرلحظه نجوایی چشمانم را به موفقیت های به بزرگای کهکشانها میخواند و مرا از درگیر شدن در بازیهای بچه گانه اهل زمین منصرف میکند. همین که میروم تا حواسم را به جزئیات برخی از این مثلا شانس های موفقیت پرت کنم، صدایی مرا به آسمان میخواند و با من میگوید: کجا میروی که آشنایت منم ... . مانده ام سخت عجب. گاهی در تنهایی خود سخت میگریم. به راهی که آمده ام مینگرم و مسافتی که مانده. توشه ام خالیست و وحشت هلاکت در گردنه ها رهایم نمیکند. اما درخشش قله امیدوارم میکند. از کنار بسیاری مثلا فرصتها به سردی عبور کرده ام. در برخی از آنها با اندکی تحرک یا ارسال پیام و سیگنالی آن فرصت در آغوشم بوده است اما اعتنایی نکرده ام. به همین خاطر برخی بی عرضه‌ام میخوانند. اما رفیق! هنوز حتی عکس رخ یار در پیاله ندیده ام. شبحی و سایه ای از عکس رخ یار چنین شیدایم کرده. گاهی با خود می اندیشم که جنون چیست؟ به قصه های مشاهیری فکر میکنم که ناگاه خسته از اسارت ها سر به بیابان نهاده اند؟ جدال میان لذت پرواز و هوسهای کم ارتفاع مدام درونم را گرد  و خاک میکند. خسته نیستم، اما طرف کدام را بگیرم؟ هریک برای خود مدعی ای هستند برای پیروزی بر من! حس بادبادکی که تا می‌آید اوج بگیرد و طعم رهایی در هوا را بچشد با صورت به زمین میخورد را، تاکنون چشیده ای؟ میخواهم پرواز کنم. اما پرواز چیست و چگونه است؟

26 مرداد 1395 - 5:32
«وَ مَنْ یَعْشُ عَنْ ذِکْرِ الرَّحْمنِ نُقَیِّضْ لَهُ شَیْطاناً فَهُوَ لَهُ قَرِینٌ»
سوره زخرف آیه 36
هرکس از یاد و ذکر خدا رویگردان شود، شیطانی را برایش میفرستیم که با وی همنشین میشود...!
 
یادمون باشه اگر وقت و دلمون را با ذکر خدا و اولیاء و اهل بیت، با قرآن و روضه اباعبدالله پر نکردیم، این خونه خالی نمیمونه.
شیاطین و وسوسه ها و ذکرها و اصوات و نغمه ها و دلخوشکنی هاشون با جلوه های مختلف پرش میکنند.
و اگر یاد خدا و آنچه متصل به اوست دلمون پر کرد این شیاطین فرار میکنند. آنگاه دلی که قرار مکین شده، به فرمول الا بذکرالله تطمئن القلوب، آرام میشود.
 
الهی...
همه اوقاتمان را به یاد خود مشغول کن...
همه را...
11 ارديبهشت 1395 - 8:08
حرص ها، حسرت ها، حسدها و طمع ها الفبای قالب تشکیل دهنده کتاب زندگی مردمان و جوامع این دنیا را شکل داده و همه به جلوه های مختلف از اینها دچاریم. باید از اینها گذشت؛ رمزی در عالم هست و فرصتی برای گشودن آن و ما بهر این رمزگشایی اینجاییم.
این رمزها خواه ناخواه بعد از انتقال به عالم بعدی بالاجبار برای همه گشوده میشوند. مهم آن است که اینجا و با اختیار و از سر نیاز و عطش به حقیقت، آنها را کشف کنیم. اینجاست که گفته اند «موتوا قبل أن تموتوا».
وحی عظیم الهی نیز بر دستان پیامبری امین از جنس خودمان به کمک آمده است. قرآن را میگویم.
 
آیات ابتدایی سوره بقره به همین نکته اشاره دارد:
 
ذَلِكَ الْكِتَابُ لاَ رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ ﴿۲﴾
الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ ﴿۳﴾
والَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ وَبِالآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ ﴿۴﴾
أُوْلَئِكَ عَلَى هُدًى مِّن رَّبِّهِمْ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ﴿۵﴾
 
اين است كتابى كه در آن هيچ ترديدى نيست و مايه هدايت تقواپيشگان است.
آنان كه به غيب ايمان مى‏آورند و نماز را بر پا مى‏دارند و از آنچه به ايشان روزى داده‏ايم انفاق مى‏كنند.
و آنان كه بدانچه به نازل شده و به آنچه پيش از تو نازل شده ايمان مى آورند و آنانند كه به آخرت يقين دارند.
آنان برخوردار از هدايتى از پروردگار خويشند و آنان همان رستگارانند.
 

 

صفحات