تماس با من

 

 

ali.khaleghian@gmail.com

 

Telegram

آی دی ارتباط مستقیم در تلگرام :

@alikhaleghian

مشاهده کانال شخصی تلگرام :

Telegram

 

آی دی اینستاگرام :

@ali.kaleghian

آدرس مستقیم اینستاگرام :

https://www.instagram.com/ali.khaleghian/

عکاسی آماتور (تصادفی)

فعالیت‌ها‌و‌پروژه‌ها‌(تصادفی)

کلیدواژه ها بر اساس الفبا

cck
php

جرقه نوشت

  • 11 خرداد 1395 - 8:37
    فرقی نمیکند کجا هستند. در لباس پزشکی و پرستاری، در منسب قضاوت، نماینده مجلس، کارمند اداره یا مهندس ساختمان یا نانوا و بقال و جای دیگر. وقتی وجدان عمومی جامعه ای در خواب یا خلسه یا چُرت باشد، خروجی های آن در سمت های مختلف، با درصدهای کم یا زیاد بیمار خواهند بود. بیماری هایی مثل بی وجدانی، بی مسئولیتی، دلزدگی از وظایف، بی تفاوتی، منفعت طلبی شخصی یا خانوادگی یا باندی و حزبی.
    این است که دیگر لازم نیست بگوییم مثلا برخی از قشر پزشکان بی وجدان هستند یا برخی قضات فاسد هستند. این بی وجدانی و فساد پودر یا  ادویه ای است که بر آن جامعه  پاشیده شده و در بخش های مختلف نمود خواهد داشت. لذا اگر در چنین جامعه ای به هر جایی مراجعه کردید و کم کاری و اهمال و بی مسئولیتی دیدید نباید تعجب کنید. بلکه باید ریشه های این بیماری ها را کشف کرد. ریشه هایی مشترک در اقشار مختلف.
  • 21 ارديبهشت 1395 - 7:02
    قول نفتی دنیا هم پایگاه اینترنتی خود را با دروپال پیاده کرده است.
    Total.com
  • 11 ارديبهشت 1395 - 8:24
    شروع حرکت تو که ضرورت حرکت از آن مایه میگیرد از لحظه ای است که می‌فهمی از همه چیزهایی که با آنها مانوس هستی، بزرگتری.
    بزرگتری، چون آنها به تو ختم شده‌اند. تو میوه‌ی این درختی و هیچ وقت به ریشه و خاک و سنگ برگشت نخواهی کرد.
    » مرحوم استاد علی صفائی حائری/کتاب حرکت/ص20
  • 1 ارديبهشت 1395 - 10:28

    روزنامه ایندیپندنت انگلیس بعد از بیش از یک قرن چاپ، با دنیای کاغذی خداحافظی کرد و به نسخه آنلاین اکتفا نمود.

    راهبری نسخه آنلاین این روزنامه در این آدرس independent.co.uk را نرم افزار دروپال به عهده دارد.

  • 22 آذر 1394 - 20:36

    بنده پیر خراباتم که درویشان او
    گنج را از بی نیازی خاک بر سر می‌کنند

  • 26 مرداد 1394 - 6:31

    سلام بر آفتاب عالم تاب
    سلام بر خورشید که میلیونها سال است طلوع میکند و غروب میکند.
    سلام بر او که طلوع و غروب هزاران نسل از بنی آدم را تماشا کرده.
    حقیقتا این طلوع و غروب ها چه رمز و راز و پیامی با جان ما ضمضمه میکند؟

  • 26 ارديبهشت 1394 - 15:35

    واقعیت اینه که ما به اندازه اتصالمون به مبداء عالم آدمیم.
    الباقی هرچه هست که در راستای اون مبداء و چشمه نباشه بعد حیوانی است و ارزش ماندگاری ندارد.
    ندیم و مطرب ساقی همه اوست، خیال آب و گل در ره بهانه...

  • 20 اسفند 1393 - 15:36

    فروختم. همدم جاده های پیچ در پیچ آفاق و انفس را...
    #سالارجاده‌ها

  • 28 بهمن 1393 - 15:38

    توحید یعنی تجمیع اهداف و نیت‌ها در نقطه اوج.

  • 28 مهر 1393 - 22:32

    چند وقت که هواست نباشد سرکش میشود. کم کم برایت چاه میکند و گرفتارت میکند. کمی که غرق کار و روزمرگی شوی و یادت برود بدخواه توست، افسارش رها میشود.
    شاید هم برسد به جایی که زبان خوش سرش نشود. اینجاست که باید انقلابی عمل کرد و ادبش کرد.
    آری! هر چند وقت یک انقلاب لازم است. نفس سرکش شده و باید با قوای ایمان و تقوی فتحش کرد.
    خدایا به حق «انا فتحنا لک فتحاً مبینا» قدرت فتحم بده...

  • 21 مهر 1393 - 12:34

    دخترکان روزگارم برخی از همه وابستگی‌ها رهیده اند.
    آنان عشق و عاشقی را نه تنها در مهر و صفا و خانواده دوستی نمی‌بینند، بلکه دیگر تیپ و هیکل هم مهم نیست.
    بوی عشق را فقط از جیب می‌شنوند و با رایحه ثروت مست می‌شوند... :)

  • 29 مرداد 1393 - 9:01
    پورتال جامع دانشگاه آکسفورد که اخیرن رونمایی شد از بستر نرم افزاری دروپال Drupal بهره میبرد. قدرت بلامنازع دروپال در تسخیر بسترهای نرم افزاری تحت وب رو به افزایش است. ده ها نرم افزار بزرگ و اساسی در سازمانهای داخلی و خارجی در حال انتقال به بستر دروپال هستند. این روند رفته رفته قدرتهای سنتی مثل Liferay را به بیرون از گود هدایت میکند. خیر است انشالله!
     
  • 5 خرداد 1393 - 5:14

    میلیون میلیون انسان آمده اند برای رفاه خود و اطرافیان خود تلاش کرده اند و رفته اند و هیچ اثر و خاطری از آنها نمانده؛ فقط نام و یاد کسانی به نیکی ماندگار شده که برای دیگران و عموم مردم تلاش کرده اند.

  • 23 دى 1392 - 7:07

    ملا علی همدانی خدمت حاج شیخ حسنعلی نخودکی رسید و تقاضای موعظه کرد:
    شیخ فرمودند :
    مرنج و مرنجان !
    آخوند عرض کرد :
    مرنجان راحت است، مرنج را چه کار کنیم؟
    شیخ فرمودند :
    خود را کسی ندان!

  • 19 دى 1392 - 21:59

    روشنفکر در دوره ما یعنی
    ژرفای فکرت آنقدر نحیف باشد که برای عرض ِ بودن
    به ناچار بلغور دیگران را بدون تامل در چند و چونش نشخوار کنی.

  • 19 دى 1392 - 19:53

    تو یه خیالی
    عین تصویر داخل حوض که دلواپسم آب موج بخوره و بهم بزنتش...

  • 15 دى 1392 - 20:33

    خدایا! ضامنُ بکش...

  • 11 دى 1392 - 11:23

    ما روی این کره خاکی که زمین می‌نامندش، همگی همسایه‌ایم.

  • 4 آبان 1392 - 15:40

    از وقتی آمدی همه فصلها بهار شد.

  • 30 مهر 1392 - 0:12

    ما پایتخت‌نشین ها به یمن غرور ناشی از توهمِ قبله دنیا بودن، هیچ گاه لذت سادگی، صمیمت و گرمی معاشرت که در شهرستانی ها موج میزند را نخواهیم چشید.
    خود را مدام میگیریم. در جویایی احوال به حداقل بسنده میکنیم. در معاشرت محافظه کاریم. سرد برخورد میکنیم و ...
    ما ناخوداگاه در این رفتار غرقیم.
    ما پایتخت نشین ها از لذت «پیچیده نبودن»، محرومیم.
    اولین مخاطب این نوشته: خودم.

  • 11 مهر 1392 - 1:12

    باید صراحتاً فریاد زد که «آموزش عالی» -بخوانید بنگاه های فروش و توزیع کاغذهایی به نام مدرک- در ایران یک دروغ است که از نظر علمی، شخصیت سازی و تربیت نیروهای متخصص و کارامد در جهت منافع ملی ناموفق بوده و انتصاب واژه «تحصیل علم» به آن، تهوع آور است. خصوصا دانشگاه های پیام نور، علمی کاربردی و آزاد که رسما این واژه را به مسخره گرفته اند. هرچند در میان واحدهای مختلف اینها نیز استثناء های خوبی دیده میشود.

  • 8 مهر 1392 - 6:51

    من مرگ سرخ را بهتر از زندگی در زیر سلطه آمریکای جنایتکار یافته ام.

  • 22 ارديبهشت 1392 - 16:24

    در بک‌گراند اسباب کشی های متعدد، سیال بودن را آموخته‌ام و کوچ را به خاطر سپرده‌ام.
    و دریافته‌ام که هرچه اسباب سبکتر باشد، جابه‌جایی ساده‌تر و کم‌زحمت‌تر است.
    پس آرزو دارم در موعد کوچ آخر، وزن بغچه‌ای بیش بر من سنگینی نکند تا همو را رها کرده و سبکبال پرواز کنم.
    و فقط بماند وزن مسئولیت کارهای کرده و نکرده در برابر حقّ تمام ذی حقّان.

  • 5 اسفند 1391 - 19:02

    مگر این عاشق بی‌قرار را بر این سفینه‌ی سرگردان آسمانی، كه كره‌ی زمین باشد، برای ماندن در اصطبل خواب و خور آفریده‌اند؟
    » شهید سیدمرتضی آویني

    * خواب و خور و پوش و كُن!

  • 6 بهمن 1391 - 15:12

    در یتیمی راز عجیبی نهفته است!
    خصوصاً یتیمی از اوان کودکی.
    قالباً تاثیر گذارند. یا مثبت یا منفی.
    محمد.ص
    خمینی ره
    علامه طباطبایی
    و و و ...
    هیتلر
    صدام
    و و و ...

  • 2 بهمن 1391 - 20:58

    مژده دهید مژده دهید یار پسندید مرا

  • 22 دى 1391 - 5:40

    آمده اند به چرا؛ یونجه ای میخورند، ثروتی انباشت میکنند، زیرشکمی ارضا می‌کنند و صاحب فرزندانی میشوند و میمیرند بدون آنکه قوری در کمالات انسانی کنند که اصلا آمده‌ام که چه!
    ریتم اخلاق و رفتار و دوستی و دشمنی و زندگی و همه چیزشان میشود بر همین اساس.
    کسی هم نبوده به این بندگان خدا بگوید جز شکم و شهوت و ثروت چیز بالاتری هست. اگر هم بوده دنبالش نرفته اند.
    اگر هم به خیال خودش دنبال علم و تحصیلاتی رفته است به ندرت دیده میشود که در راستای همان سه تایی که بالا آمد نبوده باشد.
    البته که آن سه هم لازم است اما اگر جای هدف نشستند؛ میشود جانوری به شکل انسان. میشود مسخ نامحسوس.
    پایش بیوفتد همدیگر را هم برای منافع شخصی له میکنند! نمونه این اکثراً را میتوانید در سوار شدن به مترو در ایستگاه های ابتدایی و شیوه تصاحب صندلی ها ببینید. همه چیز حول محور «من» و «منافع من» و «خانواده من» میچرخد. لااقل این اواخر شدت و غلظت این «من» ها بیشتر شده است.
    پروردگارا! به تو پناه میبرم از جانور بودن.

  • 17 دى 1391 - 20:55

    خیلی وقتا هم حال میکنم به نفهمی بزنم و بزارم یارو با حس اینکه گولم زده حال کنه!
    حس ترحم دارم به اینجور موجودات.

  • 11 دى 1391 - 18:50

    امروز باور کردم که شهر من پر از مسخ شدگانی شده که فقط صورتی از بنی آدم بر پیکرشان سنگینی میکند.

  • 8 دى 1391 - 13:52

    اگر كوه‏ها از جاى كنده شوند تو پا بر جا باش،
    دندانها را روى هم بفشار،
    جمجمه ‏ات را به خدا بسپار،
    قدمت را چونان ميخ فرو رفته ثابت بدار،
    چشم به آخرين صفوف دشمن بدوز
    و بدانكه پيروزى و یاری از جانب خداوند است.

  • 7 آبان 1391 - 15:04

    هم زمینش غصبی و سرزمین بومیان سرخ پوستی است که قتل عام کردند؛
    هم بخش اعظم سرمایه‌اش دزدی از دیگر کشورها خصوصا آفریقا است؛
    نسلشان هم طبق آمار خودشان از هر دو تولد یکی نامشروع است.
    حرام اندر حرام اندر حرام!

  • 8 مهر 1391 - 19:10

    وقتی شراره های حسادت به خود را از چشمان و زبان دیگری میبینیم، چه باید کرد؟
    در پاسخ چند کشیده‌ی به ظاهر دوستانه و مذاح گونه اش، چه میتوان کرد جز آنکه در آغوش بگیری و ببوسی‌اش؟

  • 7 مهر 1391 - 5:57

    هریک ثانیه ای که نشستید پشت مانیتور، حدود 30 کیلومتر در مدار زمین دور خورشید، 100 متر همراه خورشید دور هسته کهکشان و 150 متر همراه کهکشان راه شیری در فضای بین کهکشانی جا به جا میشوید. حدود 500 متر در ثانیه هم همراه با گردش زمین به دور خود!

  • 29 شهريور 1391 - 19:36

    باورتون میشه که هیچ برگی از هیچ درختی نمی افتد مگر با اراده او !؟ نه واقعا؟

  • 24 شهريور 1391 - 13:50

    زندگی مشترک در ساختن آن از صفر و تلاش مشترک در کسب موفقیت هاست. و این است که لذت شراکت در زندگی را دو چندان میکند. و اینگونه است که زیر بار صبر برای ساختنش قدر همدیگر را خواهند دانست. بر همین اساس از همسر عزیزمان جهاز نخواهیم خواست؛ و در مقابل مهریه‌ای مینویسیم که از پس پرداختش برخواهیم آمد.

  • 24 شهريور 1391 - 11:25

    جامعه ایرانی به سمت زندگی های تهی از "خود" و پر از "من" حرکت میکند.

  • 13 شهريور 1391 - 22:26

    چه ماهی صد هزار تومان درامدم باشد چه صد میلیون، نباید در انتخاب طرف مقابل برای ازدواج تاثیر داشته باشد.
    ثوابت شخصیتی باید عامل انتخاب باشند. نه متغییرها.
    کسی که بر اساس متغییرها انتخابت میکند با تغییر آنها از انتخابش پشیمان میشود.
    بنابراین دروغگوها کور خوانده اند. اگر اینطور انتخابم کرد آن‌موقع است که همه زندگیم را به پایش میریزم و نوکریش خواهم کرد.

  • 6 تير 1391 - 6:55

    6 نفر را جمع میکنند دور یک میز، 2 ساعت از وقت رسانه ملی را میگیرند که در مورد 90 دقیقه جفتک زدن عده ای دیگر مذخرف بگویند. درحالی که از تعداد افرادی که شب گرسنه در این کشور خوابیده اند بی خبرند. برید به جهنم.

  • 2 تير 1391 - 8:10

    به هر سو مینگرم فاحشگان تنشان را نسیه به نگاهم میفروشند.

  • 31 خرداد 1391 - 17:29

    تمام چراغ‌های اتوبان چمران یک ذره از شمع وجود آن اَبَر مرد نمی‌شوند.

28 بهمن 1395 - 13:10

مکرر موقعیت های مختلفی برای رشد پیش می آید. موقعیت هایی که شاید هریک برای موفقیت یک نفر کافی باشند. ولی کدام رشد؟ رشد حساب بانکی، قبراق شدن عناوین و سمت ها یا چرب‌تر شدن سفره‌ها؟ و کدام موفقیت؟ موفقیت هایی که در بهترین حالت تا کی وفا میکنند؟ نفسم تنگ است و قلبم تند تند میزند. حرارتی در درون مدام مرا از ریسمانهای زیبا و خوش سیما دور میکند و هر دم شور و اشتیاق پرواز را بیشتر حس میکنم. هرلحظه نجوایی چشمانم را به موفقیت های به بزرگای کهکشانها میخواند و مرا از درگیر شدن در بازیهای بچه گانه اهل زمین منصرف میکند. همین که میروم تا حواسم را به جزئیات برخی از این مثلا شانس های موفقیت پرت کنم، صدایی مرا به آسمان میخواند و با من میگوید: کجا میروی که آشنایت منم ... . مانده ام سخت عجب. گاهی در تنهایی خود سخت میگریم. به راهی که آمده ام مینگرم و مسافتی که مانده. توشه ام خالیست و وحشت هلاکت در گردنه ها رهایم نمیکند. اما درخشش قله امیدوارم میکند. از کنار بسیاری مثلا فرصتها به سردی عبور کرده ام. در برخی از آنها با اندکی تحرک یا ارسال پیام و سیگنالی آن فرصت در آغوشم بوده است اما اعتنایی نکرده ام. به همین خاطر برخی بی عرضه‌ام میخوانند. اما رفیق! هنوز حتی عکس رخ یار در پیاله ندیده ام. شبحی و سایه ای از عکس رخ یار چنین شیدایم کرده. گاهی با خود می اندیشم که جنون چیست؟ به قصه های مشاهیری فکر میکنم که ناگاه خسته از اسارت ها سر به بیابان نهاده اند؟ جدال میان لذت پرواز و هوسهای کم ارتفاع مدام درونم را گرد  و خاک میکند. خسته نیستم، اما طرف کدام را بگیرم؟ هریک برای خود مدعی ای هستند برای پیروزی بر من! حس بادبادکی که تا می‌آید اوج بگیرد و طعم رهایی در هوا را بچشد با صورت به زمین میخورد را، تاکنون چشیده ای؟ میخواهم پرواز کنم. اما پرواز چیست و چگونه است؟

26 مرداد 1395 - 5:32
«وَ مَنْ یَعْشُ عَنْ ذِکْرِ الرَّحْمنِ نُقَیِّضْ لَهُ شَیْطاناً فَهُوَ لَهُ قَرِینٌ»
سوره زخرف آیه 36
هرکس از یاد و ذکر خدا رویگردان شود، شیطانی را برایش میفرستیم که با وی همنشین میشود...!
 
یادمون باشه اگر وقت و دلمون را با ذکر خدا و اولیاء و اهل بیت، با قرآن و روضه اباعبدالله پر نکردیم، این خونه خالی نمیمونه.
شیاطین و وسوسه ها و ذکرها و اصوات و نغمه ها و دلخوشکنی هاشون با جلوه های مختلف پرش میکنند.
و اگر یاد خدا و آنچه متصل به اوست دلمون پر کرد این شیاطین فرار میکنند. آنگاه دلی که قرار مکین شده، به فرمول الا بذکرالله تطمئن القلوب، آرام میشود.
 
الهی...
همه اوقاتمان را به یاد خود مشغول کن...
همه را...
11 ارديبهشت 1395 - 8:08
حرص ها، حسرت ها، حسدها و طمع ها الفبای قالب تشکیل دهنده کتاب زندگی مردمان و جوامع این دنیا را شکل داده و همه به جلوه های مختلف از اینها دچاریم. باید از اینها گذشت؛ رمزی در عالم هست و فرصتی برای گشودن آن و ما بهر این رمزگشایی اینجاییم.
این رمزها خواه ناخواه بعد از انتقال به عالم بعدی بالاجبار برای همه گشوده میشوند. مهم آن است که اینجا و با اختیار و از سر نیاز و عطش به حقیقت، آنها را کشف کنیم. اینجاست که گفته اند «موتوا قبل أن تموتوا».
وحی عظیم الهی نیز بر دستان پیامبری امین از جنس خودمان به کمک آمده است. قرآن را میگویم.
 
آیات ابتدایی سوره بقره به همین نکته اشاره دارد:
 
ذَلِكَ الْكِتَابُ لاَ رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ ﴿۲﴾
الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ ﴿۳﴾
والَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ وَبِالآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ ﴿۴﴾
أُوْلَئِكَ عَلَى هُدًى مِّن رَّبِّهِمْ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ﴿۵﴾
 
اين است كتابى كه در آن هيچ ترديدى نيست و مايه هدايت تقواپيشگان است.
آنان كه به غيب ايمان مى‏آورند و نماز را بر پا مى‏دارند و از آنچه به ايشان روزى داده‏ايم انفاق مى‏كنند.
و آنان كه بدانچه به نازل شده و به آنچه پيش از تو نازل شده ايمان مى آورند و آنانند كه به آخرت يقين دارند.
آنان برخوردار از هدايتى از پروردگار خويشند و آنان همان رستگارانند.
 

 

3 ارديبهشت 1395 - 19:48

امّا انسان ، هنگامی که پروردگارش وی را می آزماید ، و عزیزش می دارد و نعمت فراوان به او می دهد ، می گوید: پروردگارم مرا گرامی داشته است.
و امّا چون وی را می آزماید و روزی اش را بر او تنگ می گرداند ، می گوید: پروردگارم مرا خوار کرده است.

نعمت چیست؟

«فَأَمَّا الْإِنْسانُ إِذا مَا ابْتَلاهُ رَبُّهُ فَأَکْرَمَهُ وَ نَعَّمَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَکْرَمَنِ،
وَ أَمَّا إِذا مَا ابْتَلاهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَهانَنِ»
امّا انسان ، هنگامی که پروردگارش وی را می آزماید ، و عزیزش می دارد و نعمت فراوان به او می دهد ، می گوید: پروردگارم مرا گرامی داشته است.
و امّا چون وی را می آزماید و روزی اش را بر او تنگ می گرداند ، می گوید: پروردگارم مرا خوار کرده است.
(فجر/15/16)

اغلب مردم داشتن دارایی ها و بهره مندی بیشتر از دنیا را نعمت میدانند و با همین فرض معادلات و فرضیات دیگری در ذهن خود میچینند. اما مگر جز این است؟
نعمت حقیقی آن است که پایدار باشد و فکر و قلب انسان را راحت کند تا به حقیقت سعادت میل پیدا کند. وقتی میلیاردها از آن یا سلامتی جسمی در آن با آتش سوزی و حادثه ای به یک شب از بین میرود نمیتوان آن را نعمت دانست. در حالی که هر چه بر دارایی و بهره مندی در این دنیا افزوده میشود استرس از دست دادن و فراق از آن بیشتر بر نگرانی دلها و قلبها می افزاید. در بهترین حالت نیز باز مرگ فراق بین انسان و تمام آنچیزیست که آن را نعمت نام نهاده است.
خانه خالی کن دلا تا منزل سلطان شود

اگر این دارایی ها نعمت نیستند پس چیستند؟

آیات 15 و 16 سوره فجر که در ابتدا آوردیم گواه عدم اصالت این بهره مندی ها هستند.
اول اشاره به این است که داشتن یا نداشتن آن هیچکدام عامل تکریم و تضعیف یا عزت و ذلت نیستند. قرآن کریم از هر دو با ابتلاء یاد میکند.
دوم اشاره به این دارد که اساسا تمام آنچه در این دو روز دنیا موقتن در دست انسانها میچرخد و مدام از نسلی به نسل دیگر منتقل میشوند و در دست هیچ بنی بشری باقی نبوده است، جز وسیله ای برای امتحان و ابتلا نیست.
همگان در حال ابتلا و امتحان هستند؛ مثلا آنکه سلامت است مبتلا به سلامت است و آنکه بیمار است مبتلا به بیماری است؛ هر دو در جلسه امتحان قرار دارند. و هر دو این حالات موقت است.
آنکه سلامت است باید ظرفیت های خود در برابر دارایی دست و پا و جوارح سالم را با بکارگیری آنها در خدمت و مسئولیت های انسانی و اجتماعی و جهاد و هدیه کردن آنها در در بهترین اهداف و راه ها بالا ببرد و اینگونه در حال امتحان است.
و آنکه یکی یا چند از این جوارح سالم را ندارد با صبر در برابر آن و استفاده صحیح از سایر جوارح امتحان میشود.
بنابراین داشتن دست یا پا اصالت ندارد همانطور که نداشتن آن اصالت ندارد.
اصل با امتحان دادن و ابتلاء است. و هرکس مناسب طبع و نقاط ضعف و قوتش مبتلا است.
بنابراین از نگاه قرآن کریم که همان حقیقت حاکم بر عالم است، تمام آنچه اهل دنیا آن را نعمت میدانند، از مال و ثروت و سلامتی و خانواده و خواهران و برادران و پدر و مادر و نسبتهای خانوادگی، آبرو و عزت و شهرت و هوش و عقل و علم و طبیعت و منابع و همه همه، داشتن یا نداشتنشان اصالت ندارد و حمل معنای تکریم و نعمت یا تضعیف و نقمت بر آن اشتباه است. و جز آنکه اینها ابتلائات دنیا برای آزموده شدن برابر یکدیگر و ورزیدگی مقام انسانی و رتبه بندی مقام ابدی انسان است معنا و ارزش دیگری نخواهند داشت. و چه ارزشی از این بالاتر؟ که همه اینها وسیله اند برای کمال و کشف حقیقت عالم.

«لنبلونکم حتي نعلم المجاهدين منکم و الصابرين» (محمد/31)
البتّه شما را می آزماییم تا مجاهدان و صابران شما را باز شناسانیم.

«الذي خلق الموت والحياة ليبلوکم ايکم احسنُ عملا» (الملک/ 2)
همان که مرگ و زندگی را پدید آورد تا شما را بیازماید که کدامتان نیکوکارترید.

«انّا جعلنا ما علي الارض زينة لها لنبلوهم ايهم احسنُ عملاً» (کهف/ 7)
ما آنچه را که بر زمین است، زیوری برای آن قرار دادیم، تا آنان را بیازماییم که کدام یک از ایشان نیکوکارترند.

پس نعمت واقعا چیست؟
بنابراین نعمت آن است که پایدار باشد. اینکه انسان ابدیت زیباتری برای خود بسازد چرا که این ابدیت است که پایدار خواهد بود و مومنین در آن به درجات و مراتب مختلفی بهره مند خواهند شد.
و از خوشی ها و لذائذ بهشتی تا دیدار حضرت حق درجات نعمات در آن مختلفند. و هرچه ما را در ترفیع مقام ابدیمان کمک کند آن نیز نعمت است. همچون نعمت اسلام و ولایت.
آیا هیچ پایداری غیر از ابدیت یک انسان و کیفیت آن سراغ دارید؟

این حقایق در جای جای وحی (قرآن کریم) و احادیث اشاره شده است.

به قول عزیزی بزرگ: آقاجون! ما ابدیت در پیش داریم...

19 فروردين 1395 - 8:43
رسیدن محمد ابن عبدالله.ص به اوج مقام تعریف شده برای نوع انسان، در حدود 1400 سال پیش (حدود 5 یا 6 قرن بعد از میلاد مسیح) نشان از کافی بودن امکانات تمدنی و مناسب بودن رشد و توان فکری بشر برای دستیابی به اوج و کمال نهایی این مخلوق در آن زمان دارد. کمالی که خالق این مخلوق برای آن در نظر گرفته است.
در واقع تمام پیشرفتهای تمدنی و صنعتی و رفاهی و علمی و فلسفی و روانشناختی بعد از آن شاید در راستای خدمت بهتر به جسم و جسد متحرک انسان بوده باشد، اما دیگر هیچ امکان و تشخیص و توان فکری جدیدی در خدمت کمال معرفتی وی قرار نمیدهد.
 
مثلا در نظر بگیرید که بود یا نبود خودروهای شخصی و باری چه کمکی به حرکت رو به کمال انسان میکند؟ قبل و بعد از این اختراع صنعتی چه تفاوتی در سرعت و کیفیت معرفت یک انسان نسبت به مبداء، مقصد، چرایی و حقیقت وجود خود و زندگی ایده آل انسانی دارد؟
حتی ممکن است بسیاری از این پیشرفتهای تمدنی و علمی و صنعتی و روانشناختی سنگهای جدیدی نیز در مسیر کمال وی قراردهند. همچون انواع وسایل سرگرمی و حمل و نقل و شلوغی و مشغله شهرهای متمدن جدید که منجر به کاهش تمرکز ذهن و جلوگیری از ترمز و تامل در فهوای جهان و چونی و چرایی آن میشود. در نظر بگیرید چگونه در هزار سال قبل، از مدارس و مکتب خانه ها بزرگان اندیشه و معرفت همچون نصیرالدین طوسی، عبدالله انصاری، حافظ شیرازی، مولانای رومی، سعدی و خیل کثیر دیگری بیرون می آمده اند اما در زمانه ما با پیشرفت خیره کننده علم و تکنولوژی نهایت خروجی مدارس و دانشگاه ها شاید یک حافظ شناس باشد. اینجا چوپانی اغلب پیامبران و سکوت و خلوت و فراغت اندیشه در دشت و صحرا و طبیعت و ژرفای تاملات نهفته در آن را تصور کنید.
 
شاهد مدعای کافی بودن رشد و تکامل توان فکری در آن زمان، نزول قرآن و تکمیل دین و ختم وحی در زمان آخرین پیام آور خدا برای بشر است. یعنی همان موقع امکانات و توان کافی بوده است که اینها کامل شده اند. میماند تصمیم و اراده هر انسان که کی بخواهد یا اساسا بخواهد تا نقطه اوج حرکت کند. همان موقع نیز علاوه بر خانواده مطهر پیامبر خاتم (اشاره به آیه تطهیر) یاران بسیاری از محمد.ص مدارج بالایی از توحید، عدالت، اخلاق، عرفان و خودشناسی را طی کرده و مراتبی را طی میکنند که میلیون و میلیاردها انسان بعد از آنها تا امروز از طی آن مراتب عاجز بوده اند. اگر از علی علیه السلام و خدیجه سلام الله علیه و این ستاره ها بگذریم، سلمان، اباذر و عمار از آن نمونه اند.
البته این کمال در بعد اجتماعی و عمومی در قالب مدینه فاضله بجز مدت کوتاهی تداوم نیافت و سیر کمال جامعه رو به افول گذاشت تا در دوره ای دیگر که وعده داده شده تبلور یابد. یعنی در بعد اجتماعی بجز آن برهه کوتاه، هنوز اجتماع راه نرفته و فاصله تا اوج و بلوغ در پیش دارد هرچند تمام آنچه برای بلوغ لازم داشته را صدها سال پیش کامل و وافر دریافت کرده است.
دیگر اینکه پیشرفتهای تمدنی و علمی جدید در بعد از دوره ختم وحی تاکنون از این جهت که زمینه انتشار فراگیرتر پیام توحید و وحی را در سرتاسر عالم فراهم کردند در حرکت به سوی کمال خدمت کرده اند ولی این یک شرط لازم نبوده است.
 
خلاصه اینکه انسان با همان امکانات و توان 1400 سال قبل توانسته به هدف غائی از خلقتش دست یابد. دیگر مهم نیست که سایر جنبه های حیات خاکی وی پیشرفت داشته است پیشرفت بکند یا نکند. و دیگر مهم نیست که اکنون از چه امکاناتی بهره میبرد یا نمیبرد.
هرچند هر انسانی موظف به تلاش و کوشش و برنامه ریزی برای بهبود حیات خاکی و رفاه مرکب تن خود و خانواده و جامعه است. اولویت این وظیفه بعد از وظیفه رسیدن و رساندن به اوج است.
 
پس این همه امکانات لازم نیست.
به نجوای جان جهان باید گوش داد.
 
«ثلة من الأولين وقليل من الآخرين» واقعه/13-14
«الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتي وَ رَضيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ ديناً» مائده/3
18 فروردين 1395 - 8:17
یک چیزی را رک بدانیم.
هر لحظه و زمانی را که انسان در زندگی بدون یاد و حرکت به سمت "مبداء و مقصد" سپری میکند و هر فعلی که بدون "نیت" عزیز شدن پیش "او" انجام میدهد، پسماند و زباله های "عمر" است؛ و هیچ وزن مثبتی در نتیجه این امتحان و مسابقه نخواهد داشت.
 
مبداء و مقصد = او = انالله و انا الیه راجعون :بقره/156
"نیت" عزیز شدن پیش "او" = نیت "قربت الی الله"
 
خب این فرمول میگوید تاکنون با ماده زمان و سرمایه عمر چیزی جز پسماند و مواد بدردنخور تولید نکرده ام.
شاید با تخفیف  خوشبینانه بتوان گفت یک صدهزارم تمام عمر حدود سی ساله که میشود جمعا حدود 160 دقیقه. و الباقی به چه گذشت؟
 
شاید این دلیل بیت حافظ باشد که بعد از فضائل بسیار در چهل سالگی گفت:
چهل سال بیش رفت که من لاف میزنم
کز چاکران پیر مغان کمترین منم
یا در جای دیگر:
عمر بگذشت به بی حاصلی و بولهوسی
ای پسر جام می ام ده که به پیری برسی
 
چند سرنخ دیگر:
 
«اِنَّ اَوْقاتِکَ اَجْزاءُ عُمْرِکَ، فَلا تُنْفِدْلَکَ وَقْتاً اِلاّ فیما یُنْجیکَ» (شرح غرر الحکم، ج۲، ص۶۰۷)
همانا وقتهای تو، اجزای عمرتوست. پس وقتی را برای خود، سپری مکن، مگر درآنچه، تو را نجات دهد.
 
«اَلْفُرْصَه تَمُرُّ مَرَّالسَّحابِ، فَانْتَهِزُوا فُرَصَ الْخَیْر» (نهج البلاغه، فیض، حکمت ۲۰، ص ۱۰۹۶)
فرصت مانند ابر (از افق زندگی) می‌گذرد. پس فرصتهای خیر را غنیمت بشمرید 
 
«وَأَنذِرْ‌هُمْ یَوْمَ الْحَسْرَ‌هِ إِذْ قُضِیَ الْأَمْرُ‌ وَهُمْ فِی غَفْلَهٍ وَهُمْ لَا یُؤْمِنُونَ» (مریم، آیه ۳۹)
آنان را از روز حسرت که کار به پایان آمده و آنان همچنان در حال غفلت هستند بترسان.
 
17 فروردين 1395 - 8:09
سکانس:
انبوه پسران مجرد و مردان متاهل که ایستاده اند به انتظار قطار مترو. سیل دختران و زنان با هفت قلم آرایش، موهای متنوع و رنگارنگ، عطر و بوهای جوراجور با ناز و عدا و دلربایی در حال عبورند.
پسر مجرد همچون گرسنه ای که بر سفره بوقلمون کبابی نشسته باشد یک دل سیر چشم چرانی میکند. بیچاره نمیداند که تماشای این بوقلمونهای پشت ویترین فقط دل ضعفه و گرسنگی اش را بیشتر میکند و جمعیت گرسنگان جنسی و بیماران روحی را افزایش میدهد.
مرد متاهل نیز همچون آدمی که قبلا شکم سیر کرده و مشغول تماشای بوقلمون است، با نگاه هایش بذر توقعات جدید از همسر را در دل میکارد. وضع وی همچون کسی که با سیری تمام نمیتواند از غذای خوشمزه جدید دست بکشد، حال بهمزن است.
از خروس خوان صبح تا بوق سگ شب داستان این رقابت تصاعدی ادامه دارد. آیا کسی نمیخواهد متفاوت از این موج باشد؟
هرچقدر پوشش ها و جلوه ها بازتر و برهنه تر شوند، چشم ها گرسنه تر و درنده تر خواهند شد. این دو ملازم هم هستند. و غلتیدن جامعه در بی تفاوتی و لا ابالی گری نسبت به گذشته یا حال و آینده خود میوه آن خواهد بود.
این فرمول شهوت است و فرقی بین هیچ احدی ندارد.
مگر به سلاح پوشش، حیا و تقوا.
یعنی میراث بر باد رفته گذشتگان این فرهنگ و قوم.
یعنی واکسن هایی برای حرکت روح به سمت کمال.
یعنی از مشخصه های جامعه متمدن.
یعنی برنامه زندگی.
یعنی دین.
 
پا نوشت1: بر باد رفتن این میراث دلایل مختلفی اعم از اقتصاد شبهه ناک و آغشته به حرام (مثل بانک آلوده به ربا)، خیانت و بی کفایتی برخی مسئولان در لوای دین و به اسم مذهب، برنامه های غلط و توطئه های فرهنگی، برخی دلایل خارجی و ... دارد.
 
پانوشت2: پیشاپیش قابل یادآوریست که نگارنده با رنگ و نور و نشاط جوانی مخالفتی ندارد، نگارنده عقده ای و ایضا متحجر نیست و دغدغه ی فوق قابلیت الصاق این برچسب ها را ندارد.
 
#جرقه_نوشت_های_یک_مترو_سوار_در_مترو
14 بهمن 1394 - 6:38

ما خود مسئولیت رفتارها و سبک زندگی مان را به دو علت بیشتر کرده ایم. مرحله اول بخاطر انتخاب تشیع. مرحله دوم بخاطر شهرت بیشتر به محبت و پیروی اهل بیت و مذهبی تر بودن.

واضح است که هیچ قوم و جامعه ای از انحراف و بدعت در امان نیست و بدعتها و انحرافات با عناوین مختلف و آهسته آهسته خود را در میان اصول و مبانی جای میدهند.
ما نیز از این قائده مستثنا نیستیم و باید هوشیار باشیم.
ما یعنی بخشی از جامعه شیعه که بخاطر شهرت به اعتقاد بیشتر به اهل بیت و مذهبی تر بودن، مسئولیت رفتارها و روشها و سبکهایی که در زندگیمان اتخاذ میکنیم بیشتر است.
چون آنانی که ادعای مذهب و پیروی از اهل بیت ندارند رفتار و روششان نیز به نام مذهب و اهل بیت نخواهد بود.
اما رفتارهای ما به نام مذهب نوشته میشود و تابلوی معرفی اهل بیت به دیگر اقشار خواهد شد.
مسئولیت ما بخاطر جایگاه تشیع نیز بسیار بالاست. بنگرید که شیعه با چه مسائل معروفی از دیگر فرقه ها متمایز است؟
حمایت و پیروی انقلابی از حق ولایت امیرالمومنین علی علیه السلام.
حمایت و پیروی از حضرت زهرای اطهر علیه السلام.
شهادت، نهضت عاشورا و عزاداری برای امام حسین علیه السلام.
مهدویت و اعتقاد به امام غائب.
مشاهده میکنید؟ مشاهده میکنید که شیعه اساسا یعنی دغدغه آرمانها و قله ها و سپر انحرافات و بدعتها. شیعه در طول تاریخ یعنی احساس مسئولیت. که اگر این نبود میشد فرقه ای همچون 72 فرقه دیگر در اسلام. میتوانیم این را تکذیب کنیم؟
یعنی ما خود مسئولیت رفتارها و سبک زندگی مان را به دو علت بیشتر کرده ایم. مرحله اول بخاطر انتخاب تشیع. مرحله دوم بخاطر شهرت بیشتر به محبت و پیروی اهل بیت و مذهبی تر بودن.
حال به نظر شما اگر در سبک زندگی آداب و رسوم خود قیدهایی را لحاظ نکردیم و بدعتهایی همچون آحاد جامعه انتخاب کردیم، حقیقتا در پیشگاه اهل بیت و حضرت حق پاسخگوی کم کاری نیستیم؟ آیا شایسته است که در امور مختلف به مرز حلال و حرام بسنده کنیم و به الگوی آرمانی رفتار اهل بیت بی توجه باشیم؟
 
این روشها و انحرافات در موضوعات مختلف زندگی فردی و اجتماعی ما نفوذ کرده اند.
یکی از این موضوعات که بخاطر ماهیت آن که ممکن است آهنربای انحراف و بدعت باشد و اتفاقا روز به روز نامحسوستر کج شود، موضوع ازدواج و حواشی و آداب و سنتهای مراسمات مربوط به آن است.
خب این موضوع بخاطر اینکه دوخانواده و دوشخص را در بازه زمانی مشخصی در معرض دیده شدن بیشتر توسط دیگران قرار میدهد، هم بستر گرمتری برای انحراف بسوی تجملات و تشریفات اضافه است و هم مسئولیت آنها را برای جلوگیری از این بدعتها در هر اندازه و جایگاهی بیشتر میکند. چه در جایگاه داماد و عروس و چه در جایگاه خانواده ها و پدر و مادر و خواهر و برادر و نزدیکان زوجین.
 
اینجا نویسنده بر اساس اگهی اندک خود، فقط به یکی از این بدعتها در مراسم حنابندان اشاره میکند. موضوع آماده کردن بیش از یک لباس نو و چند لباس برای عروس و تعویض چندباره لباس عروس در مراسم حنابندان!
حال آنکه در الگوی مکتب ما حضرت زهرای اطهر همان یک لباس نو را در شب عروسی به فقیر هدیه میدهد.
شاید بعضیها این اشکال را بگیرند که آن دوره زمانی گذشته است. حال آنکه امروز توقعی نمیرود که عروس لباس نو خود را هدیه بدهد. لاکن ترویج این سنت که چندین لباس نو و اساسا لباس و کیفیت آن در مراسم شروع زندگی جدید حائض اهمیت است، مضموم است. چرا به یک لباس نو در مراسم حنابندان اکتفا نمیشود؟
اینجا موضوع اقتصادی نیست که بشود بحث خست یا خسیس بودن را مطرح کرد. اینجا موضوع ترویج و ارزش سازی در بدو زندگی مشترکی است که اتفاقا قرار است بستر تولد و تربیت انسانهای جدید در طراز تشیع و ارزشهای آن باشد.
شاید نویسنده  را بشود اینجا به سفسطه و آسمان و ریسان بافتن نسبت داد، اما نسبت این رفتار و بدعت در حنابندان با ادعای پیروی از اهل بیت و خصوصا  در این موضوع پیروی از حضرت زهرای اطهر سلام الله علیها و سایر زنان بزرگ اسلام و الگوی رفتاری آنها چیست؟
 
فعلا از سایر بدعتهای جدید و قدیم صرف نظر میکنیم. چرا که محل بحث در این متن، انواع بدعتها نیستند. بلکه چگونگی تنظیم روشها و رفتارها و سبک زندگی در مقام یک شیعه محب اهل بیت است.
اما از سایر بدعتها میتوان به هزینه های گزاف آرایشگاه عروس و مهمانان برای دو ساعت مراسم، رقابت در پوشش ها، کیفیت و کمیت آتلیه عروسی، ارزش بودن نوع و کیفیت غذا و مخلفات، اهمیت کیفیت اتومبیل حامل عروس و داماد، میزان اهمیت زرق و برقهای بکار رفته در سفره عقد، بدعتهای مهریه و جهاز و سیسمونی و ..... نام برد.
به یاد داشته باشیم که منظور تحجر و تارک الدنیا بودن هم نیست. منظور درصد اهمیت و اولویت و ارزشمند بودن این مقولات و تعیین مرز بدعتها و تجملات و اشرافی گری است.
راه تجمل گرایی و تشریفات راهیست که قرار گرفتن در مسیر آن، ناخوداگاه رقابت و سرعت در این جاده را به همراه دارد.
 
حال از بالا به جامعه نگاه  کنیم که چگونه عمیقا در این موضوعات گرفتار شده است، و قشر مذهبی ما نیز به نسبت های مختلفی درگیر این مسابقات است.
آری، همه ما به نوعی  و در موضوعات  مختلف آلوده به بدعتها شده ایم. اما ماهی را هروقت از آب بگیریم تازه است.
 
«وَ ذَکِّرْ فَإِنَّ الذِّکْري تَنْفَعُ الْمُؤْمِنينَ» ذاریات/55
 
«لَّیْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّواْ وُجُوهَکُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَـکِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ وَالْمَلآئِکَةِ وَالْکِتَابِ وَالنَّبِیِّینَ وَآتَی الْمَالَ عَلَی حُبِّهِ ذَوِی الْقُرْبَی وَالْیَتَامَی وَالْمَسَاکِینَ وَابْنَ السَّبِیلِ وَالسَّآئِلِینَ وَفِی الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلاةَ وَآتَی الزَّکَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُواْ وَالصَّابِرِینَ فِی الْبَأْسَاء والضَّرَّاء وَحِینَ الْبَأْسِ أُولَـئِکَ الَّذِینَ صَدَقُوا وَأُولَـئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ» بقره/177
 
 
5 بهمن 1394 - 6:56

 
اما شاید هم، دنیای این ملت و کشور بخاطر این صلح و لبخند و بتن ریزی و عقبگرد، تامین شود و هیچ هم بعید نیست. حتی شاید به یمن همراهی با آمریکا از کره جنوبی و سنگاپور هم پیشرفته تر و بهتر شدیم و باز هم بعید نیست. اما اگر اینطور شد قطعا به حکم سنت الهی استقامت و نصرت دین خدا را معامله کرده ایم. فرمول ساده ای دارد.

 
ریاست جمهوی آمریکا برگزار خواهد شد.
دموکراتها خواهند رفت. جمهوری خواهان خواهند آمد. آنان از هم اکنون خط و نشان تشدید فشار و لغو توافق و جنگجویی را شعار انتخاباتیشان کرده اند و علم نابودی قدرت موشکی ایران را برافراشته اند.
آنروز برادرانی که بهبود اوضاع داخلی را فقط بر پایه لبخند دشمن و صلح با گرگ بنا کرده بودند به عمق سست بودن این تکیه گاه پی خواهند برد.
آنروز اما؛ دیگر راکتور اراک پر از بتن شده، ذخایر استراتژیک اورانیوم با غنای 20 درصد (یادگار دانشمند فرزانه شهید شهریاری) از کشور خارج شده، صنعت هسته ای که قدرت افزا، بازدارنده و عامل کابوس یهود بود عقبگرد کرده است. (هسته ای چه داشت که اینگونه خوابشان را آشفته کرده بود؟)
آنروز باید تلاش کنیم تا خوش خیالی ها و کج فهمیها و شاید خیانتها جبران شود و سایه ضعف و ناامنی و طمع دشمن مرتفع گردد.
آن روز باز مردمان سرزمینم به تنها راه سعادت دنیوی و اخروی که همان "استقامت" است مشتاق شده و آن را چون آتشفشانی از ذرات تشنه به عزت، در آغوش میگیرند.
اما کاش! آنروز، هزینه زیادی نداده باشیم.
 
إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ
 ﻛﺴﺎﻧﻰ ﻛﻪ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭ ﻣﺎ ﺍﻟﻠﻪ ﺍﺳﺖ، ﺳﭙﺲ ﺍﺳﺘﻘﺎﻣﺖ ﺑﻪ ﺧﺮﺝ ﺩﺍﺩﻧﺪ ﻧﻪ ﺗﺮﺳﻰ ﺑﺮﺍﻯ ﺁﻧﻬﺎﺳﺖ ﻭ ﻧﻪ ﻏﻤﻰ ﺩﺍﺭﻧﺪ.(احقاف13)
 
اما شاید هم، دنیای این ملت و کشور بخاطر این صلح و لبخند و بتن ریزی و عقبگرد، تامین شود و هیچ هم بعید نیست. حتی شاید به یمن همراهی با آمریکا از کره جنوبی و سنگاپور هم پیشرفته تر و بهتر شدیم و باز هم بعید نیست. اما اگر اینطور شد قطعا به حکم سنت الهی استقامت و نصرت دین خدا را معامله کرده ایم. فرمول ساده ای دارد.
 
وَلَن تَرْضَىٰ عَنكَ الْيَهُودُ وَلَا النَّصَارَىٰ حَتَّىٰ تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدَىٰ وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُم بَعْدَ الَّذِي جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَكَ مِنَ اللَّهِ مِن وَلِيٍّ وَلَا نَصِيرٍ
 ﻫﺮﮔﺰ ﻳﻬﻮﺩ ﻭ ﻧﺼﺎﺭﻯ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺭﺍﺿﻰ ﻧﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﺷﺪ ﺗﺎ (ﺑﻄﻮﺭ ﻛﺎﻣﻞ ﺗﺴﻠﻴﻢ ﺧﻮﺍﺳﺘﻪ ﻫﺎﻯ ﺁﻧﻬﺎ ﺷﻮﻯ ﻭ) ﺍﺯ ﺁﺋﻴﻦ (ﺗﺤﺮﻳﻒ ﻳﺎﻓﺘﻪ) ﺁﻧﺎﻥ ﭘﻴﺮﻭﻯ ﻛﻨﻰ ﺑﮕﻮ ﻫﺪﺍﻳﺖ ﺗﻨﻬﺎ ﻫﺪﺍﻳﺖ ﺍﻟﻬﻰ ﺍﺳﺖ، ﻭ ﺍﮔﺮ ﺍﺯ ﻫﻮﻯ ﻭ ﻫﻮﺳﻬﺎﻯ ﺁﻧﻬﺎ ﭘﻴﺮﻭﻯ ﻛﻨﻰ، ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺁﻧﻜﻪ ﺁﮔﺎﻩ ﺷﺪﻫﺎﻯ ﻫﻴﭻ ﺳﺮﭘﺮﺳﺖ ﻭ ﻳﺎﻭﺭﻯ ﺍﺯ ﻧﺎﺣﻴﻪ ﺧﺪﺍ ﺑﺮﺍﻯ ﺗﻮ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ.(بقره120)
 
اگر دین خدا را یاری کنید شیطان و نوچه هایش به هر نحو و مکری سعی بر انصراف و تزلزل شما خواهند کرد.
اما تنها ترازوی قیمت گزاری بر جان و عمر یک انسان و یک جامعه، حق طلبی، استقامت و یاری دین خدا و عزیز نمودن آن است، نه کیفیت و کمیت رفاه و بهره وری از اقتصاد که اینها هیچ وزنی در پایان راه نخواهند داشت.
هرچند اگر دین خدا به تمام و کمال یاری شود (به تمام و کمال و در همه سطوح، نه لنگان و مریض) دنیای بشر نیز تامین خواهد بود.
 
اسناد سنت الهی از زبان قران یعنی زبان کسی که تمام نیتهای آشکار و نهان مردمان و قواعد طبیعی و متا طبیعی را میداند اینگونه آمده است:
 
إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنتُمْ تُوعَدُونَ
ﻛﺴﺎﻧﻰ ﻛﻪ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭ ﻣﺎ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻳﮕﺎﻧﻪ ﺍﺳﺖ ﺳﭙﺲ ﺍﺳﺘﻘﺎﻣﺖ ﻛﺮﺩﻧﺪ، ﻓﺮﺷﺘﮕﺎﻥ ﺑﺮ ﺁﻧﻬﺎ ﻧﺎﺯﻝ ﻣﻰ ﺷﻮﻧﺪ ﻛﻪ ﻧﺘﺮﺳﻴﺪ ﻭ ﻏﻤﮕﻴﻦ ﻣﺒﺎﺷﻴﺪ، ﻭ ﺑﺸﺎﺭﺕ ﺑﺎﺩ ﺑﺮ ﺷﻤﺎ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺑﻬﺸﺘﻰ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﻭﻋﺪﻩ ﺩﺍﺩﻩ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ.(فصلت30)
 
وَأَن لَّوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُم مَّاءً غَدَقًا
 ﻭ ﺍﮔﺮ ﺁﻧﻬﺎ (ﺟﻦ ﻭ ﺍﻧﺲ) ﺑﺮ ﻃﺮﻳﻘﻪ (ﺍﻳﻤﺎﻥ) ﺍﺳﺘﻘﺎﻣﺖ ﻭﺭﺯﻧﺪ ﻣﺎ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺁﺏ ﻓﺮﺍﻭﺍﻥ ﺳﻴﺮﺍﺏ ﻣﻰ ﻛﻨﻴﻢ.(جن16)
 
به نظر شما آنروز چه داده ایم؟ و چه گرفته ایم؟
 
19 آبان 1394 - 7:14
پس از ماه ها رکود در صنعت خودرو و خصوصا خرید و فروش خودروی نو، سرانجام دیروز با صدور دستورالعمل وام 25 میلیون تومانی خودرو و ابلاغ آن به نمایندگی های خودروسازان تلاش تازه ای برای تغییر وضعیت صورت گرفت. در این بین نکاتی چند که ذهن یک شهروند عادی و نه اقتصاد دان و در قامت یک برنامه نویس را درگیر کرده است بیان میکنم:
 
- شنیده شده که وامی که قرار بوده 7 ساله بانرخ سود 16 درصد باشد را تبدیل کرده اند به وام 4 ساله که نرخ سودش  تا بیشتر از 25 درصد تغییر میکند. حال در اینجا کاری به این حساب کتابها نداریم.
- چرا برای تخلیه انبارهای راکد چند شرکت خودروسازی که خصوصی هم هستند باید از بیت المال اعتبار وام لحاظ شود؟ آیا فروش اجناسی که به هر علت فروخته نشده اند، با روشهای این چنین و تخلیه اینچنین جیب مردم درست است؟ باقی صنعتکاران چرا نباید از این حمایت برخوردار باشند؟ آیا آنها اشتغالزایی نمیکنند؟
- آیا این کار دخالت در بازار آزاد نیست؟ میدانید بازار خرید و فروش آزاد و خودروهای کار کرده با این اتفاق به چه رکودی میرود؟
- چرا با این ابعاد کلان و به این صورت باید قشر عظیمی از مردم را به صورت سیستماتیک درگیر پرداخت هر ماهه قسط تا  چند سال کنیم؟
- تاثیر این قسطهای طولانی و چند ساله در آرامش روانی بدنه جامعه و افزایش ضریب استرس چقدر است؟
- این تصمیمات کلان اقتصادی تعیین کننده و تغییر دهنده سبک زندگی و فرهنگ در ابعاد عظیم ملی هستند. چرا با این حرکت «فرهنگ عجله کن قبل از دارا شدن زودتر بخر» و فرهنگ «حرص زدن» ترویج میشود؟ آیا تخلیه انبارها ارزش این خیانت به فرهنگ و آثار مخرب آن تا صدها سال را دارد؟
- ترویج رشد پله پله اقتصادی و ترویج سبک زندگی مبتنی بر قناعت که دغدغه همه بزرگان در این وانفسای مصرفگرایی است در خانواده ها چه میشود؟
- اساسا عده ای هستند که همیشه به نرخ روز دروغ میگویند. الان نرخ در دروغ «دغدغه داشتن برای سبک زندگی» است.
- آیا میدانید طرف به جای پس انداز 2 ساله برای خرید اتومبیل (مبلغ تمام شده اتومبیل) تشویق به خرید ماشین با 4 سال یا بیشتر قسط (قیمت تمام شده وام با نرخ سود) میشود ؟
- نقش آن ساختمان بزرگ شورای رقابت در این بین چیست؟ اساسا نقشی مانده است؟ اگر نقشی مانده است بفرمایند که در حال ایجاد رقابت بین کدام بخشهای کشور هستند؟
- وارد بحث تاثیر پرداخت سود (که اساس شبهه دارد) در زندگی ها نمیشویم.
- وارد بحث لزوم رقابتی بودن صنعت خودرو برای افزایش کیفیت نمیشویم.
 
 
پی نوشت: لطیفه ای در شبکه های اجتماعی در حال چرخش است به این مضمون:
تا 7 سال دیگه ماشین های روز دنیا پرواز میکنن ...
ولی اون 21 هزار نفر هنوز دارن قسط پراید میدن.
یک شهروند عادی

صفحات